تعریف تازه تاجرنیا از مدیریت؛ همه چیز برای من!
استقلال حالا با تاجرنیا بدل به سبک یک تیم شخصی و خصوصی اداره می شود.
سعید آقایی؛ وضعیت مدیریت باشگاه استقلال به یک معما تبدیل شده است که به نظر نمیرسد به زودی حل شود. این مشکل از زمانی آغاز شد که استقلال به هولدینگ پتروشیمی خلیج فارس واگذار گردید و از آن زمان، این بنگاه اقتصادی بزرگ به طور کامل بر امور باشگاه تسلط پیدا کرد. آنها برای مدیریت باشگاه به دوستان نزدیک خود که دارای تفکرات مشابه بودند، روی آوردند. این انتخاب بر اساس شایستگی ورزشی نبود، بلکه بر مبنای عوامل و مولفههای دیگر صورت گرفت و همین مسئله به مشکلات کنونی استقلال دامن زد. اکنون استقلال نزدیک به یک سال است که بدون مدیرعامل فعالیت میکند و تحت نظارت یک فرد خاص قرار دارد. این وضعیت باعث شده است که باشگاه در یک چرخه تکراری و خطرناک گرفتار شود.
انتخاب علی تاجرنیا به عنوان نماینده تام الاختیار هولدینگ در استقلال در ابتدا به نظر میرسید که انتخاب مناسبی باشد. او فردی بود که در آن زمان بهترین گزینه برای مدیریت باشگاه به شمار میرفت. تاجرنیا، پزشک سیاسی که همواره به فوتبال علاقهمند بوده و در گذشته نیز در هیات مدیره استقلال و هیات رئیسه فدراسیون فوتبال فعالیت کرده بود، به یکباره با پشتوانه سیاسی خود به همه کاره استقلال تبدیل شد. در آغاز حضور او، هواداران استقلال امیدوار بودند که دوران سختی این باشگاه به پایان رسیده و از شر مدیرانی که به استقلال آسیب رسانده بودند، خلاص شدهاند. تاجرنیا به عنوان یک استقلالی واقعی با تحصیلات عالی و سخنوری زیبا، امیدهای زیادی را در دل هواداران زنده کرد، اما در عمل او باعث شد تا هواداران به دنبال مدیران قبلی بگردند!
تاجرنیا به عنوان یک مدیر تمامیتخواه، تمامی امور باشگاه را به دست گرفت و در همه تصمیمات، حتی جزئیات نیز دخالت میکرد. دخالتهای او باعث شد که علی نظری جویباری، که هرگز در قامت مدیریت نبود، از کار خسته شده و از مدیریت کنارهگیری کند! تاجرنیا که در فصل ۱۴۰۳ با تعویض ۷ مربی در استقلال رکوردی در تاریخ فوتبال ایران ثبت کرده بود، در فصل ۱۴۰۴ نیز به روال خود ادامه داد و هفتهها را صرف بازی با نامها و گزینههای تکراری کرد. جالب اینجاست که او ساپینتو را در حد مورینیو بالا برد، اما در نهایت به دلیل اختلافات شخصی با او، در حالی که تیمش صدرنشین لیگ بود، او را برکنار کرد. این تصمیم نشان داد که تاجرنیا تحمل هیچ گونه مخالفتی را ندارد.
او نزدیک به یک سال است که تمامی امور استقلال را در دست دارد و از انتخاب مدیرعامل نیز خودداری کرده تا قدرت دوستی خود را به نمایش بگذارد. مردی که حتی برای حضور در انتخابات نظام پزشکی و شورای شهر از اعتبار استقلال استفاده کرد، اما موفق به کسب تایید نشد و همچنان به عنوان تصمیمگیرنده اصلی در استقلال باقی مانده است. جاهطلبی او به نظر بیپایان میرسد. اکنون استقلال تحت مدیریت تاجرنیا به شکل یک تیم خصوصی و شخصی اداره میشود، مشابه وضعیتی که در تبریز با تراکتور و زنوزی مشاهده میشود. شاید آنچه زنوزی در تراکتور انجام میدهد به دلیل خصوصی بودن این باشگاه تا حدی قابل توجیه باشد، اما در استقلال به عنوان یک تیم پرهوادار نمیتوان بر اساس سلیقه و نظر شخصی تصمیمگیری کرد.
آنچه تاجرنیا انجام میدهد، نه تنها تخطی از قانون است، بلکه بیاعتنایی به میلیونها هوادار است که این تیم را با عشق و علاقه دنبال میکنند. او که همواره از هوادارمحوری سخن میگوید و نام هوادار را در گفتگوهایش به کار میبرد، در عمل تنها بر اساس سلیقه و خواستههای خود تصمیمگیری میکند. این یک تعریف جدید از مدیریت است!