عسل پورحیدری: آرزو داشتم با استقلال قهرمان شوم و جام را به پدرم تقدیم کنم!
عسل پورحیدری در گفتوگوی اختصاصی با «خبرآنلاین» درباره قهرمانی با استقلال صحبت کرد.
سپهر ستاری؛ مسابقات لیگ برتر بسکتبال زنان روز جمعه با قهرمانی تیم استقلال به پایان رسید و آبیپوشان در نخستین فصل حضور خود در این رقابتها، جام قهرمانی را بالای سر بردند. یکی از نکات جذاب برای استقلالیها، حضور عسل پورحیدری، دختر اسطوره آبیپوشان، منصور پورحیدری، در تیم بسکتبال بود. او در این فصل یکی از بازیکنان کلیدی استقلال به شمار میرفت و در نهایت توانست جام قهرمانی را بالای سر ببرد. عسل پورحیدری این جام را به پدرش تقدیم کرد و در جشن قهرمانی به همراه فریده شجاعی یاد پدر استقلال را زنده نگه داشت. عسل پورحیدری که این فصل به یاد پدرش با پیراهن شماره ۲ برای استقلال بازی کرد، در گفتوگوی اختصاصی با «خبرآنلاین» درباره قهرمانی در لیگ برتر بسکتبال و حواشی مختلف این فصل صحبت کرده است.
او در ابتدا در خصوص پایان لیگ برتر بسکتبال زنان و قهرمانی با استقلال گفت: “از روز اولی که تیم را بستیم، همه بازیکنان با تمام وجود میخواستند استقلال قهرمان شود و سال بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم. با توجه به شرایط کشور و جنگ و اینکه این سال، سال اول تیمداری استقلال بود، سال راحتی نبود، اما خوشبختانه از نفر اول تا آخر تیم، همگی یکدل جنگیدیم و به هدفمان رسیدیم.”
عسل در ادامه به سطح مسابقات امسال اشاره کرد و گفت: “سطح لیگ برتر امسال بسیار خوب بود، اما شرایط عادی نبود. در ابتدای فصل ۵ تیم بازیکن خارجی داشتند و همه تیمها شانس حضور در فینال را داشتند، اما به دلیل جنگ، برخی از بازیکنان خارجی رفتند. سطح لیگ خوب بود، اما مشکلات زیادی داشتیم.”
وی همچنین به اعتراضات خود نسبت به تصمیمات فدراسیون اشاره کرد و افزود: “در بازی با آبادان حق ما نبود که باخت فنی داشته باشیم. من شخصاً به آبادان رفتم، اما بچهها نتوانستند به دلیل شرایط جنگی و آبوهوا بروند. حق ما آن باخت نبود، اما در نهایت به فینال رسیدیم و قهرمان شدیم. تیمی که بخواهد قهرمان شود، در هر شرایطی به هدفش میرسد.”
عسل پورحیدری درباره احساس خود از قهرمانی با استقلال گفت: “این قهرمانی برای من بسیار متفاوت بود. قهرمانی با استقلال آرزویی بود که قبل از تاسیس تیم بسکتبال داشتم و حالا محقق شده است. انگیزه شخصی من این بود که قهرمان شوم و جام را به پدرم تقدیم کنم. این موضوع تأثیر زیادی بر من داشت. در برخی بازیها که نزدیک بود کم بیاورم، به پدرم فکر میکردم و ادامه میدادم.”
او همچنین به شماره پیراهن خود اشاره کرد و گفت: “من قبلاً به خاطر خالهام که مربیام بود و شماره ۵ را میپوشید، این شماره را داشتم. بعد از فوت پدر، شماره ۲۵ را پوشیدم و امسال به خاطر اولین سال حضورم در استقلال، شماره بابا را پوشیدم و از ابتدا این صحنه را میدیدم که قهرمان شوم و با شماره ۲ پدرم با جام عکس بگیرم.”
عسل در مورد دو بازیکن آمریکایی تیم نیز گفت: “من شناختی از آنها نداشتم و به ما معرفی شدند. هایلایت بازیهایشان را دیدیم و تصمیم گرفتیم بیایند. در ابتدا انتظارات را برآورده نکردند، اما در ادامه زحمت کشیدند و واقعاً تأثیرگذار بودند. یکی از نکات جالب این بود که شیا رائل ویتست در زمان جنگ ایران را ترک نکرد و ترجیح داد در اینجا بماند. او در حال ازدواج است و یکی از دلایلش این بود که دوست داشت در کنار همتیمیهایش بماند. سابریا اما روز اول جنگ رفت و شیا در ایران ماند.”
وی درباره ارتباطش با شیا در زمان جنگ گفت: “بله، او به گرگان رفته بود و به ما روحیه میداد و میگفت امن باشید. همه به او گفتند که ممکن است در خطر باشد و برود، اما خودش تصمیم گرفت بماند.”
عسل در پایان درباره برنامههایش برای فصل بعد گفت: “من دچار مصدومیت شدم و چند روز دیگر مشخص میشود که آیا نیاز به عمل جراحی دارم یا نه. اگر نیاز به جراحی نباشد، زود برمیگردم و باید ببینیم شرایط باشگاه و تیمداری چگونه است. اگر بتوانم بازی کنم، حتماً ادامه میدهم، اما اگر شرایط زانویم طوری باشد که عمل جراحی لازم داشته باشم، شاید دیگر بازی نکنم و وارد مربیگری شوم.”
او همچنین به تفاوتهای ورزشی خانوادهاش اشاره کرد و گفت: “پدرم و علی خیلی فوتبالی بودند، اما من و مادرم بسکتبالی هستیم. اولین مربی من خالهام بود. مادر و خالهام در تیم ملی بسکتبال و تاج بازی میکردند و خالهام باعث شد بسکتبال را شروع کنم و او و پدرم از من حمایت کردند که به جای فوتبال به بسکتبال بروم.”
عسل در پایان به دلایل عدم ادامه ورزش حرفهای برادرش اشاره کرد و گفت: “برادرم از یک سنی تصمیم گرفت بازی نکند و درس بخواند و پدرم هم از او حمایت کرد. پدرم چون محیط فوتبال را میشناخت، خیلی راغب نبود علی فوتبالیست شود و از او برای رفتن به سمت درس حمایت کرد. اما در مورد من، او همیشه مشوق بود و من را به حضور در بسکتبال تشویق میکرد.”