بازگشت دقیقه نودی نکونام به فوتبال با تصمیم گنگ و شروع سخت؛ ۵ روز مانده به جهنم!
تغییر ناگهانی روی نیمکت قهرمان رخ داد تا این پرسش کلیدی مطرح شود؛ اگر قرار بود نکونام به تراکتور بیاید، چرا از چند هفته قبل...
به گزارش ورزش پارسی؛ تراکتور که تنها ۵ روز دیگر تا آغاز لیگ برتر فاصله دارد، تصمیمی گرفت که بیش از یک تغییر فنی ساده، به یک ابهام جدی درباره شیوه تصمیمگیری در این باشگاه دامن زده است. محمد ربیعی از سمت خود کنار رفت و جواد نکونام بهعنوان سرمربی جدید معرفی شد؛ انتخابی که حالا یک پرسش کلیدی را مقابل مدیران تراکتور قرار داده: اگر قرار بود ربیعی کنار برود، چرا این اتفاق اینقدر دیر رخ داد؟
تغییر سرمربی درست در آستانه شروع رقابتها، آن هم برای تیمی که فصل گذشته قهرمان شد، چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. تراکتور در ماههای قبل زمان کافی داشت تا برای فصل جدید برنامهریزی کند. بنابراین اگر ربیعی گزینه مورد اعتماد باشگاه نبود، چه دلیلی وجود داشت که از همان ابتدای تابستان کنار گذاشته نشود؟ چرا اجازه داده شد تمرینات پیشفصل، روند آمادهسازی و برنامههای تیم با یک مربی ادامه پیدا کند و حالا تنها چند روز مانده به آغاز لیگ، مسیر ناگهان عوض شود؟
اصلیترین ابهام این است که در این چند روز چه اتفاقی رخ داد که همکاری با ربیعی یکباره غیرممکن شد. این دقیقاً همان نقطهای است که مدیریت تراکتور باید درباره آن شفافسازی کند؛ چراکه در فوتبال حرفهای، سرمربی فقط نامی روی نیمکت نیست. او مسئول طراحی تمرین، تعیین سیستم بازی، مدیریت آمادگی بدنی، انتخاب بازیکنان و شکل دادن به چارچوب فنی تیم است. تغییر او ۵ روز مانده به شروع لیگ یعنی بخشی از پروژه فصل جدید که باید از قبل طراحی میشد، باید دوباره از نو تنظیم شود.
از سوی دیگر، جایگزین ربیعی هم فردی نیست که تجربهاش در فوتبال ایران ناشناخته باشد؛ جواد نکونام. نکونام در آخرین حضور جدی خود در لیگ برتر، بیشتر با حواشی و جنجالها شناخته میشد تا یک پایان موفق و آرام. استقلال در همان دوره نهتنها به اهداف مدنظر نرسید، بلکه فضای پیرامون تیم در مقاطع مختلف بهقدری تحتتأثیر حاشیه قرار گرفت که مسائل فنی در سایه اتفاقات رسانهای قرار گرفتند.
این بار اما شرایط متفاوت است؛ نکونام به لیگ برتر برگشته، ولی این بار روی نیمکت تیمی نشسته که قهرمان ایران است. تراکتور با یک تیم معمولی روبهرو نیست؛ انتظارات هواداران بسیار بالاست و هر لغزش میتواند فشار زیادی ایجاد کند. در چنین فضایی، اگر حاشیهای هم شکل بگیرد، امکان دارد اوضاع سریع از کنترل خارج شود.
انتخاب نکونام در تراکتور در کنار همه اینها یک سؤال دیگر هم مطرح میکند: آیا باشگاه واقعاً به دنبال تغییر فنی بوده یا فقط در آخرین لحظه به دنبال یک نام بزرگ برای نیمکت گشته است؟ اگر مشکل عملکرد ربیعی بوده، چرا این موضوع از هفتهها قبل دیده نشد؟ اگر دلیل تغییر کاملاً فنی بوده، چرا فرصت کافی برای انتخاب مربی جدید و اجرای برنامههای او فراهم نشد؟ و اگر نکونام از ابتدا گزینه مطلوب محسوب میشد، چرا باید تا ۵ روز مانده به شروع لیگ صبر میشد؟
پرسشهایی از این جنس با یک «تصمیم مدیریتی» ساده قابل پاسخ نیست. قهرمان لیگ، آزمون و خطای مدیریتی نمیخواهد. تراکتور برای فصل جدید هم باید در لیگ برتر مدعی باشد و هم در رقابتهای آسیایی حضور جدی داشته باشد. چنین تیمی باید پیش از آغاز فصل تکلیف نیمکت، برنامه فنی و ساختار تیم را مشخص کرده باشد، نه اینکه در آستانه سوت آغاز لیگ ناگهان سرمربی را عوض کند.
با این حال نکونام هم نمیتواند با گذشته زندگی کند. بازگشت او به لیگ برتر فرصتی برای جبران است؛ فرصتی تا نشان دهد میتواند یک تیم بزرگ را بدون آن حجم از تنش و جنجال مدیریت کند. این بار شرایط کاملاً متفاوت است؛ تراکتور هواداران پرشماری دارد و توقعات بالاست و کوچکترین حاشیه میتواند به بحران تبدیل شود. نکونام باید ثابت کند مرد روزهای سخت فوتبال است، نه مرد روزهای پرحاشیه.
در نهایت، توپ در زمین مدیران تراکتور قرار دارد. مدیران این باشگاه باید روشن کنند چرا یک پروژه فنی در آستانه شروع فصل زیر و رو شده است. همچنین باید پاسخ دهند اگر تصمیم به تغییر وجود داشته، چرا این تصمیم در ابتدای تابستان گرفته نشده است. مهمتر از همه، باید مشخص شود دقیقاً چه اتفاقی باعث شد تنها پنج روز مانده به آغاز لیگ، ربیعی دیگر گزینه مناسبی نباشد و نکونام بهعنوان بهترین انتخاب مطرح شود.
پاسخ این سؤالات میتواند روشن کند که تراکتور یک تصمیم حسابشده گرفته یا دوباره در دام تصمیمهای دقیقهنودی و پرریسک افتاده است. فصل هنوز شروع نشده، اما از همین حالا یک موضوع مشخص است: نکونام برای بازگشت، انتخاب آسانی نداشته و تراکتور هم برای این تغییر، توضیح آسانی پیشِرو ندارد.