عکس | قصه 2 هوادار خوششانش که تا اتاق خصوصی پادشاه هم رفتند!
2 هوادار استون ویلا، هم با پادشاه ملاقات خصوصی داشتند و هم جام قهرمانی استون ویلا را بالای سر بردند.
به گزارش ورزش پارسی؛ دو هوادار بدون بلیط از تیم استون ویلا موفق شدند به استانبول پرواز کنند تا در فینال لیگ اروپا شرکت کنند و پس از بازی به یک مهمانی ویژه راه یابند که در آن با شاهزاده ویلیام دیدار کردند. راب داولی و کانر وین، دوستان ۲۵ ساله، حتی جام قهرمانی را بلند کردند و مدال قهرمانی را به گردن آویختند و با بازیکنان ویلا، تایرون مینگس و هاروی الیوت، و سرمربی تیم پیروز، اونای امری، عکس گرفتند. راب با هیجان گفت: «این بهترین شب زندگی ما بود. ویلا جام را برد و ما توانستیم آن را با بازیکنان و پادشاه آیندهمان جشن بگیریم. اگر کارلزبرگ شبهای فوتبال اروپایی را برگزار میکرد، این بهترین شب بود.» کانر نیز افزود: «ویلز فوقالعاده و بسیار فروتن بود. با او عکس گرفتم و گپی زدیم، هرچند یادم نمیآید در مورد چه چیزی صحبت کردیم.»
راب، ماهیفروش، و کانر، کارگر ورقکار، روز دوشنبه با وجود نداشتن بلیط برای فینال روز چهارشنبه به استانبول پرواز کردند. کانر گفت: «ما نمیتوانستیم آنجا نباشیم. حتی اگر نمیتوانستیم بلیط تهیه کنیم، فقط میخواستیم در استانبول باشیم. این تاریخ برای باشگاه پس از 30 سال انتظار در حال شکلگیری بود و ما باید بخشی از آن میبودیم. ما نمیدانستیم که قرار است در نهایت بخش بزرگی از آن باشیم. اما ما از لحظه فرود تا لحظه خروج، به سادگی شانس خود را امتحان کردیم.»
این دوستان ساعاتی قبل از شروع بازی چهارشنبه، در حالی که با هواداران در خیابانها نوشیدنی میخوردند، موفق به تهیه دو بلیط شدند. وقتی باران شروع شد، آنها تصمیم گرفتند در هتلی در نزدیکی محل برگزاری بازی پناه بگیرند که به طور تصادفی محل اقامت تیم ویلا بود. راب گفت: «ما اصلاً نمیدانستیم تیم آنجا اقامت دارد، اما وقتی راس بارکلی از آسانسور پیاده شد، کاملاً مشخص بود. ما سرمربی، اونای امری، را دیدیم که داشت گپ میزد و از نوشیدن لذت میبرد. خیلی زود با خانوادههای بعضی از بازیکنان گپ زدیم. نمیدانستیم کدام یک، فقط از لحظه لذت میبردیم.»
سپس این دو نفر برای فینال به پارک بشیکتاش رفتند، جایی که ویلا با نتیجه 3-0 فرایبورگ آلمانی را شکست داد و جام را به دست آورد. بعد از مسابقه، دوستان اهل گریمزبی، لینکس، به هتل بازگشتند، جایی که ماموران امنیتی آنها را از اوایل روز شناسایی کرده و به آنها اجازه ورود دادند. آنها دوباره به خانوادههای بازیکنان پیوستند و وقتی قهرمانانشان برگشتند، کانر و راب آنها را برای جشن به زیرزمین هتل دنبال کردند. راب گفت: «نیروهای امنیتی زیادی وجود داشت، اما همه خیلی خوشحال بودند. ما تا جایی که میتوانستیم خونسرد بودیم و نمیخواستیم در نور چراغهای جلو مثل خرگوش به نظر برسیم. این [رابطه] خیلی خوب پیش رفت تا اینکه شاهزاده ویلیام را دیدیم. باورم نمیشد که با پادشاه آینده در یک اتاق هستیم. فکر نمیکنم دیگر هرگز در زندگیام چنین شبی را تجربه کنم. بهترین شب زندگیام. تمام شد.»