ماکت موفقیت تیم ملی و عادت بد غرور ناشی از شکست
در حالی که تیم ملی فوتبال ایران از نظر فنی جام جهانی بسیار ضعیفی را پشت سرگذاشت اما بعضی تلاش می کنند این شکست را به موفقیت تبدیل...
تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 48 تیمی نتوانست به موفقیت دست یابد و به جای پیشرفت نسبت به دورههای گذشته، به مقام سی و سوم رسید و از جمع 32 تیم دور ماند. هرچند نمیتوان شرایط سفر و ویزای تیم ملی را در عملکرد بازیکنان نادیده گرفت، اما به نظر میرسد که اوضاع به گونهای پیش رفته که گویی همه چیز در جای خود بوده و تیم از نظر فنی بازیهای جذابی را ارائه داده است، اما حوادث رخ داده باعث بروز مشکلاتی شد. آیا میتوان عملکرد تیم در تورنمنت کافا و بازیهای تدارکاتی را فراموش کرد؟ آیا در آن زمان هم ویزای تیم دچار مشکل بود و کشور در جنگ تحمیلی به سر میبرد؟ تیم ملی فوتبال ایران در یکی از آسانترین گروههای جام جهانی قرار داشت، اما حتی یک پیروزی نیز کسب نکرد. این در حالی است که امیر قلعهنویی چند ماه قبل از اعزام به جام جهانی تأکید کرده بود که ایران 4 امتیاز یا بیشتر به دست خواهد آورد و به راحتی صعود خواهد کرد. در زمان قرعهکشی، که تقریباً همان چیزی بود که قلعهنویی میخواست، بسیاری گفتند شاید این بار شانس و اقبال به ایران روی خوش نشان داده است؛ اما هیچ چیز آنطور که باید پیش نرفت.
تیم ملی در مسیر جام جهانی مانند سالهای اخیر نگرانکننده ظاهر شد و دفاع ناهماهنگ و متزلزل آن به همراه روند سینوسی علیرضا بیرانوند موجب نگرانی همگان شد و این نگرانیها کاملاً به جا بود. در دقایق ابتدایی بازی مقابل نیوزیلند، اشتباهات دفاعی و دروازهبان باعث شد گل اول را به حریف تقدیم کنیم و گل دوم نیز به همین دلیل به ثمر رسید. هرچند نمیتوان از عملکرد خط حمله غافل شد، اما زدن 2 گل به نیوزیلند، که ضعیفترین تیم جام بود، در حالی صورت گرفت که این تیم از بلژیک و مصر گلهای بیشتری دریافت کرده بود. در مقابل بلژیک نه چندان قدرتمند، حتی با 10 نفره هم شجاعت پیروزی را نداشتیم و همین احتیاط و ترس در بازی سوم مقابل مصر نیز تکرار شد تا شاگردان قلعهنویی منتظر اما و اگرها بمانند. اما و اگرها مسیر خود را پیش گرفتند و اقبال به سمت تیمهایی رفت که برای آن تلاش کرده بودند. حتی اتهام تبانی به الجزایر و اتریش چیزی جز بهانهای خندهدار نیست که پرداختن به آن نیز اشتباه است!
اعزام تیمی با میانگین سنی بالا به مسابقات، اشتباهات در چینش بازیکنان چه در ترکیب اصلی و چه در تعویضها، تزلزل در خط دفاع، ادامه روند سینوسی بیرانوند که نشانه آن گل مصر بود، عدم شادابی بازیکنانی چون طارمی، به کارگیری بیدلیل بازیکنی چون علیرضا جهانبخش، ابهام در چرایی حضور برخی بازیکنان از جمله دنیس اکرت در ترکیب اعزامی، عدم استفاده درست از نفراتی چون امیرحسین حسینزاده و مهدی قایدی و … نتیجهاش حذف از گروه آسان جام جهانی 48 تیمی بود، اما حتی این موضوع نیز مسئولان تیم ملی را تحت تأثیر قرار نداد! در حالی که بعد از حذف تیمها از مرحله گروهی، بسیاری از سرمربیان و حتی روسای فدراسیونها استعفا دادند و رسانههای داخلی موج انتقادات گستردهای را آغاز کردند، اما برای تیم ایران که در فوتبال آسیا همیشه حرفهای زیادی برای گفتن داشته، این شکست و عدم صعود به نوعی پیروزی بزرگ تبدیل شد!
هیچکس نمیداند چگونه میتوان با انجام چنین بازیهای بیکیفیت و حذف بد از جام، به جای انتقاد، تشویق نصیب تیم شود. آیا ممکن است نسلی که خود را طلایی میداند، هیچ چیز برای افتخار نداشته باشد و به باختهای سبک دلخوش کند؟ به اندازهای باخت یک گله به آرژانتین و اسپانیا و تساوی با پرتغال غرور کاذب و بیدلیل برای نسل تیم ملی ایجاد کرده که خودشان نیز باورشان شده این موفقیت است! شاید این تصور بیدلیل هم نباشد وقتی ببینیم سرمربی تیم ملی بعد و قبل از هر بازی به جای صحبتهای فنی، سخنانش را به سمتی میبرد که مرثیهسرایی باشد و تلاش کند تیمش را در بدبختی نشان دهد و نتایج و عملکردش را بزرگ کند؛ هرچند باید خوشحال بود که بعد از هیچ یک از بازیهای ایران در جام جهانی، قلعهنویی درباره سال 2007 صحبت نکرد!
وقتی مسئولان میآیند و میگویند ایران بدون باخت از جام جهانی حذف شد، نتیجهاش همین میشود که بازیکنان تصور میکنند شاخ غول را شکستهاند! اما نهایت این ایجاد غرور ملی از نتایج نامطلوب تیم ملی مربوط به مراسم استقبال از تیم در بازگشت به تهران بود. در حالی که تیمهای حذف شده از جام جهانی تلاش میکنند در سکوت خبری به کشورشان بازگردند تا مورد هجمه منتقدان و رسانهها قرار نگیرند و حتی تیمی ساعت رسیدنش به کشور را اعلام نمیکند تا از خشم هواداران عصبانی در امان باشد، اینجا فرش قرمز برای قلعهنویی و شاگردانش پهن میشود. اما شاید خودشان بهتر از هر کسی میدانند که این موفقیت شبیه همان ماکتهایی بود که از بازیکنان در مراسم استقبال ساخته شده بود؛ هیچ چیز واقعیت ندارد. ما باید بدانیم علاقمندان فوتبال و ورزش ایران لیاقت آن را دارند که به جای احساس شعف و شادی از خوردن گل دقیقه 90 از مسی و گرفتن 3 امتیاز از 3 بازی در گروه آسان جام جهانی، با صعود و افتخار و برد مغرور شوند. هواداران و مردم این لیاقت را دارند که از ته دل برای گلزنی و موفقیت تیم ملیشان فریاد بزنند و شادی کنند؛ نه اینکه هر سال برای دلگرمی خودشان بگویند عیبی ندارد، در عوض خوب باختیم!