آخرین تلاش نیمار به باخت منجر شد؛ پایان تلخ ستاره برزیلی
ستاره ای با یک اقیانوس استعداد که همه آن را یک جا پای بازیگوشی، عیاشی و حاشیه باخت.
به گزارش ورزش پارسی؛ مانند سایر ستارهها، او نیز سرنوشتی غمانگیز را تجربه کرد. ستارهای که مانند پیشینیانش هرگز به عاقبت بخیری نرسید. او با اقیانوسی از استعداد، تمام آن را در مسیر بازیگوشی، عیاشی و حاشیه از دست داد. این سرنوشت به نوعی برای تمامی ستارههای تاریخ برزیل تکرار شده است. مردانی که به سرعت به اوج رسیدند اما به سرعت به واسطه حاشیهها سقوط کردند. گویی این تقدیر تمامی ستارههای آن سرزمین است. مردانی که آینده خود را با خوشگذرانیهای شبانه به خطر میاندازند و عاقبت به خیر نمیشوند.
زمان به سرعت گذشت. سریعتر از آنچه انتظار میرفت. گویی دیروز بود که ویدئوهای پسربچهای با مدل موی عجیب، اینترنت را به تسخیر درآورد. گویی همین دیروز بود که فیلم دریبلهای او همه را مجذوب خود کرد و بزرگترین باشگاههای دنیا برای جذب او صف کشیدند. نیمار به اروپا رسید. به بارسلونا. به جایی که آرزویش را داشت. مثلث مرگبار او با مسی و سوارز، دنیا را تحت تأثیر قرار داد. شاید اگر او در همانجا میماند، اکنون درباره توپ طلا و موفقیتهای بزرگش صحبت میکردیم، اما دوران طلایی نیمار به نظر میرسد که از لحظه ترک نیوکمپ به پایان رسید.
پاریس برای او، شهر عشق نشد. پس از ترک پاریس و گذراندن یک دوران عجیب در عربستان، نیمار تنها با یک انگیزه به برزیل بازگشت: اینکه دوباره عضوی از تیم ملی باشد و به جام جهانی برود. این تلاش با وجود تمام سختیها نتیجه داد. بازگشت نیمار به تیم ملی، اشک او و تمامی برزیلیها را به همراه داشت. اما اینجا نیز یک «پایان خوش» در انتظارش نبود. دوباره اشک. دوباره آه. دوباره حسرت. داستانی عجب و تراژدیای همواره در حال وقوع است. ماجرای نیمار و جام جهانی، پر از اتفاقات تلخ و عجیب است. در سال ۲۰۱۴ به نظر میرسید که آنها در خانه جام را خواهند برد، اما برخورد وحشتناک زونیگا با نیمار، رویای این ستاره را بر باد داد. او به جای زمین فوتبال، به تخت بیمارستان منتقل شد و حتی ممکن بود دوران فوتبالش به پایان برسد.
در سال ۲۰۱۸، آنها در برابر بلژیک زانو زدند و دوباره اشک نیمار جاری شد. چهار سال بعد، برزیل با گل این ستاره در آستانه شکست دادن کرواسی بود، اما یک گل لحظه آخری، دوباره کابوس را زنده کرد. سه جام جهانی و سه شکست. حالا همه چیز به عدد چهار رسیده است. نیمار نیز موفق شده در چهار دوره جام جهانی گل بزند، اما آخرین نمای او در این رقابت، به اشک گره خورد. همان اشکهای همیشگی. بلافاصله پس از پایان این نبرد، نیمار با تیم ملی وداع کرد. باورش سخت است، اما داستان این ستاره در سلسائو، پایانی تلخ داشت. چیزی شبیه به دوران فوتبال خود نیمار. شاهزادهای که قرار بود پادشاه شود، اما این روزها به تماشای تاجگذاری هالند، امباپه، مسی و کین نشسته است. پسربچهای که به نظر میرسد در محاصره پول و شهرت، دست از فوتبال کشیده و برای همیشه گم شده است. گم شدن در غبار حاشیه، خوشگذرانی و عیاشی. آن استعداد عظیم شایسته موفقیت بیشتری بود، اما خود او نخواست و این اقیانوس استعداد را پای زندگی قمار کرد و چه قمار تلخی. قمار که تمام آن باخت بود.