بازگشت تد لاسو با یک ایده جذاب؛ روایت هالیوود از یک انقلاب ورزشی
آیا «تد لاسو» میتواند تصویری روشن از تحول فوتبال زنان ارائه دهد؟
به گزارش ورزش پارسی، کمتر سریالی در تلویزیون آمریکا توانسته به اندازه «تد لاسو» روی نگاه مردم به یک ورزش اثر بگذارد. مربی سابق فوتبال آمریکایی که به شدت خوشبین بود و به کانزاسسیتی تعلق داشت، از سوی همسر سابق و همچنین مالک یک باشگاه انگلیسی استخدام شد تا آن تیم را به شکست بکشاند؛ اما او برخلاف انتظار توانست در دوران همهگیری کرونا، فوتبال را به یک پدیده فرهنگی تبدیل کند و میلیونها بینندهای را که پیش از آن حتی یک مسابقه هم ندیده بودند، با رقابتها، شور هواداری و آیینهای این ورزش همراه کند.
این سریال باعث شد بسیاری به این باور برسند که «فوتبال، زندگی است.» وقتی «تد لاسو» سه سال پیش با کسب مقام دوم AFC ریچموند در لیگ برتر انگلیس و بسته شدن چندین خط داستانی به پایان رسید، به نظر میرسید داستان تد و مخاطبانش فصل پایانی درستی پیدا کرده است. با این حال، سه فصل قبلی بار دیگر یادآوری کرد چرا مردم شیفته «بازی زیبا» میشوند.
اکنون این مجموعه با چالشی جاهطلبانهتر برگشته است؛ این بار به جای بازگرداندن مخاطبان به فوتبال مردان، نگاه خود را به فوتبال زنان دوخته است. اما برخلاف سال ۲۰۲۰ که این سریال کمک کرد افراد بیشتری با اهمیت فوتبال آشنا شوند، فوتبال زنان دیگر برای اثبات جایگاه خود نیازی به یک روایت تلویزیونی ندارد. پرسش اصلی اینجاست که آیا این سریال میتواند تحول فوتبال زنان را واقعاً به تصویر بکشد یا نه.
سال ۲۰۲۰ برای خیلیها عجیب بود؛ برای من هم همینطور. در آن دوران که سرگرم پیام دادن برای لغو مراسم عروسی خودم بودم، بهتدریج بیش از پیش با داستان تد، با بازی جیسون سودیکیس، ربکا ولتون، و حضور هانا وادینگهام، با «AFC ریچموند» همراه شدم. تا پایان سریال، تقریباً به هوادار این تیم خیالی تبدیل شده بودم و همراه با آنها به عنوان یک گزینه غیرمنتظره، مسیرشان را دنبال میکردم. چنین احساسی برای یک خبرنگار ورزشی که بخش عمده کارش را به پوشش تیمهای واقعی اختصاص داده، اتفاقی نادر است.
با این وجود، «تد لاسو» توانست بار دیگر فوتبال را به موضوعی شخصی تبدیل کند. اگر این سریال چنین تأثیری روی فردی داشته که خودش در حوزه فوتبال فعال است، توضیح اینکه چرا میلیونها بیننده تازهوارد بعد از پایان سریال سراغ لیگ برتر انگلیس رفتند، چندان دشوار نیست. وقتی «تد لاسو» نخستین بار پخش شد، یک تحول مهم هم همزمان در لیگ ملی فوتبال زنان آمریکا (NWSL) جریان داشت.
در آن سال، این لیگ به لسآنجلس اجازه داد یک تیم جدید راهاندازی کند؛ آنجل سیتی افسی وارد رقابتها شد؛ باشگاهی با حضور مجموعهای از چهرههای شناختهشده در مالکیت و مدیریتی که به جولی اورمن، کارا نورتمن و ناتالی پورتمن سپرده شده بود. حق توسعه این باشگاه ۲ میلیون دلار اعلام شد؛ اما پیش از آنکه تیم نخستین بازی خود را انجام دهد، سازوکار مالکیتی آن تلاش میکرد شیوه رایج فعالیت تیمهای زنان را بازتعریف کند، سرمایهگذاری در جامعه را در مرکز مدل تجاری خود قرار دهد و در همان مسیر، اسپانسر جذب کند و درآمد قابل توجهی بسازد.
آنجل سیتی افسی نشان داد که فقط برای فوتبال زنان «تقاضا» وجود ندارد، بلکه این ورزش میتواند به یک کسبوکار سودآور هم تبدیل شود. همان سال، در کانزاسسیتی نیز انجی و کریس لانگ روی فوتبال زنان سرمایهگذاری کردند. میشل کانگ در سال ۲۰۲۲ هم با خرید باشگاه واشنگتن اسپیریت به مبلغ ۳۵ میلیون دلار، دوباره از منظر ارزشگذاری در بازار موج تازهای ایجاد کرد.
پس از آن، خانواده لانگ سطح سرمایهگذاری را بالاتر بردند و تنها طی چهار سال، با ساخت نخستین ورزشگاه جهان که به شکل اختصاصی برای یک تیم فوتبال زنان طراحی شده بود، سرمایهگذاری در کانزاسسیتی کرنت را دوچندان کردند؛ ورزشگاهی که بعدها به یکی از منابع الهام بخش برای فصل چهارم «تد لاسو» تبدیل شد. انجی لانگ حتی گفته است کانزاسسیتی کرنت «دستکم تا حدی الهامبخش سازندگان سریال برای اینکه این کار را به شکل درست انجام دهند» بوده است؛ سازندگانی که جیسون سودیکیس، برندن هانت، بیل لارنس و جو کلی در میان آنها هستند.
از سال ۲۰۲۰ تاکنون، رقم حق توسعه تیمهای تازه در NWSL از چند میلیون دلار به ارقامی بسیار بالاتر از ۱۰۰ میلیون دلار رسیده و سرمایهگذاران نهادی نیز سرمایههای چشمگیری وارد باشگاهها کردهاند. تیمها به جای اتکا به ورزشگاهها و مراکز تمرینی تیمهای مردان، راه ساخت ورزشگاههای اختصاصی و مجموعههای تمرینی پیشرفته را دنبال میکنند. در کنار آن، رکوردهای حضور تماشاگران نیز تقریباً هر فصل شکسته شده است.
اکنون NWSL به یک لیگ ۱۶ تیمی تبدیل شده و در این فصل تیمهای بوستون لگسی و دنور سامیت هم به رقابتها اضافه شدند. هر دو باشگاه از همین حالا پروژههای ساخت ورزشگاه خود را آغاز کردهاند و تیمهای آتلانتا و کلمبوس هم قرار است در سال ۲۰۲۸ وارد لیگ شوند؛ آنها به ترتیب ۱۶۵ و ۲۰۵ میلیون دلار برای حق توسعه پرداخت کردهاند.
شرایط اما در انگلیس، دستکم در حال حاضر، متفاوت است. سوپرلیگ زنان انگلیس (WSL) هنوز به اندازه NWSL سرمایهگذاری تجاری سنگین جذب نکرده، هرچند روند رشد آن شتاب گرفته است. سال گذشته، الکسیس اوهانیان، از سرمایهگذاران آنجل سیتی افسی و یکی از بنیانگذاران سابق ردیت، اعلام کرد ۸ درصد از سهام تیم زنان چلسی را خریداری کرده؛ خبری که ارزش این باشگاه لندنی را به ۲۴۵ میلیون پوند، معادل ۳۲۶ میلیون دلار، رساند.
در کشوری که فوتبال مردان بخش زیادی از فضای ورزشی را در اختیار گرفته، چنین ارزشگذاریای چند سال پیش تقریباً غیرقابل تصور بود. اقتصاد فوتبال زنان همچنان در مقایسه با آمریکا پیچیدهتر است؛ در آمریکا، بسیاری از باشگاههای NWSL مستقل اداره میشوند، در حالی که در WSL هنوز بخش قابل توجهی از تیمها به باشگاههای مردان وابستگی دارند؛ شرایطی مشابه چیزی که درباره تیم زنان خیالی AFC ریچموند در سریال دیده میشود.
همین تفاوت، یکی از دلایل جذاب شدن فصل جدید «تد لاسو» است. این فصل در زمانی از راه میرسد که فوتبال زنان تازه در حال کسب جایگاه فرهنگی و مالی است؛ جایگاهی که فوتبال مردان سالها زودتر از آن بهرهمند شده بود. در قسمت نخست، زمانی که کیلی جونز، با بازی جونو تمپل، مسابقه کانزاسسیتی کرنت را در ورزشگاه مملو از تماشاگر CPKC و در فضایی پرهیجان، همراه با آتشبازی تماشا میکند، من درباره میزان واقعگرایی سریال تردید پیدا کردم.
اما خوشبینی سریال خیلی زود با یک نگرانی واقعبینانهتر همراه میشود؛ نگرانی درباره واقعیتهای مالی راهاندازی یک تیم زنان در انگلیس، در شرایطی که هنوز تعداد هواداران حاضر روی سکوها محدود است. شاید کیلی واقعاً درست میگوید و تیم زنان AFC ریچموند باید ورزشگاه اختصاصی خودش را داشته باشد؛ یا شاید مثل بسیاری از باشگاههای فوتبال زنان در دنیای واقعی، آنها هم مجبور باشند تا وقتی توجیه اقتصادی با جاهطلبیهای ورزشی همسو شود، ورزشگاه و امکانات تیم مردان را با خود شریک کنند.
این کشمکش میان بلندپروازی و واقعیتهای اقتصادی، دقیقاً جایی است که فوتبال زنان امروز واقعاً در آن قرار دارد. این ورزش رشدی شگفتانگیز تجربه میکند، اما همچنان با سرمایهگذاری نابرابر، زیرساختهای نامتوازن و اکوسیستمی مواجه است که ترجیح میدهد فوتبال مردان در اولویت بماند.
اگر «تد لاسو» به جای سادهسازی این پیچیدگی، آن را بپذیرد، میتواند کاری مشابه آنچه سریال اصلی برای فوتبال مردان انجام داد انجام دهد: میلیونها بیننده را با دنیایی آشنا کند که شاید هیچوقت به سراغش نمیرفتند و در عین حال، موانعی را که هنوز پیش روی فوتبال زنان وجود دارد صادقانه نشان دهد.
اگر تد صرفاً برای چهارمین فصل به مربیگری تیم مردان ریچموند برمیگشت، احتمالاً من هم مثل خیلی دیگر برای تماشای فصل چهارم اشتیاقی نداشتم. اما روایت یک باشگاه زنان که تلاش میکند جایگاه خودش را در چشمانداز در حال تغییر فوتبال پیدا کند، جذابتر است. در ۱۰ هفته آینده، این فرصت را دارم که ببینم هالیوود چقدر میتواند این داستان را درست روایت کند؛ نه به این دلیل که فوتبال زنان به «تد لاسو» نیاز دارد، بلکه چون حالا «تد لاسو» این شانس را دارد تا به بقیه دنیا نشان دهد فوتبال زنان به چه جایگاهی رسیده است.