بررسی کارنامه استقلال در «منهای فوتبال»؛ موفقیتها و ناکامیهای غیرمنتظره!
بررسی کارنامه استقلال در «منهای فوتبال» ثابت می کند این باشگاه عملکردی سینوسی نداشته است.
به گزارش ورزش پارسی؛ استقلال در فصل گذشته تصمیم به گسترش فعالیتهای خود فراتر از یک باشگاه فوتبال گرفت. این تصمیم میتوانست نشانهای از بازگشت به هویت تاریخی این باشگاه و تبدیل آن به یک مجموعه چندرشتهای باشد، اما با بررسی کارنامه واقعی، سؤالی جدی مطرح میشود: آیا این همه تیمداری و هزینه، با دستاوردهای بهدستآمده تناسب داشت؟ آبیها در فصل ۱۴۰۴-۱۴۰۵ در رشتههایی نظیر بسکتبال مردان و زنان، فوتسال مردان و زنان، کشتی آزاد و فرنگی، هندبال مردان و زنان، والیبال، دوچرخهسواری، گلف و برخی رشتههای قایقرانی و دیگر رشتهها فعالیت کردند؛ توسعهای که در مقطعی تعداد رشتههای استقلال را به حدود ۲۰ رشته رساند. اما در پایان فصل و با شمارش جامها، تصویر چندان شبیه به یک «ابرقدرت چندرشتهای» نبود. چند جام در برابر این همه تیمداری نمیتواند فصل را کاملاً ناموفق توصیف کند. در واقع، چند نتیجه بزرگ نیز در کارنامه این باشگاه ثبت شد. در بسکتبال، استقلال در نخستین فصل حضورش در لیگ برتر زنان به قهرمانی دست یافت و تیم مردان نیز جام لیگ برتر را کسب کرد. در فوتسال زنان، استقلال با توجه به اختلاف امتیاز و تفاضل گل، بهعنوان قهرمان لیگ برتر معرفی شد. در کشتی فرنگی نیز استقلال قم یکی از موفقترین پروژههای این باشگاه بود؛ تیم آبیپوش در فینال لیگ برتر با نتیجه ۸ بر ۲ نفت و گاز زاگرس جنوبی را شکست داد و قهرمان شد. هندبال مردان نیز یکی دیگر از جامهای استقلال بود. استقلال کازرون در نخستین فصل حضور خود با نام این باشگاه، قهرمانی لیگ برتر را بهدست آورد؛ تیمی که هفتههای متوالی صدر جدول را در اختیار داشت و در هفته بیستویکم با پیروزی ۳۴ بر ۲۷ مقابل پرواز هوانیروز، اختلاف خود را با رقبا به ۳ امتیاز رساند. بنابراین، کارنامه قهرمانیهای اصلی استقلال در فصل گذشته شامل بسکتبال مردان، بسکتبال زنان، فوتسال زنان، کشتی فرنگی و هندبال مردان میشود.
کشتی آزاد؛ ستارهها آمدند، جام نیامد استقلال برای کشتی آزاد نیز تلاشهای زیادی انجام داد. پروژه استقلال جویبار با جذب چهرههایی مانند حسن یزدانی و حضور کمیل قاسمی روی نیمکت، یکی از پرسر و صداترین تیمهای لیگ بود. آبیها حتی در نیمهنهایی با نتیجه ۷ بر ۳ خیبر را شکست دادند و به فینال رسیدند. اما در فینال مقابل بانک شهر، داستان متفاوت بود. استقلال جویبار با نتیجه ۴ بر ۶ شکست خورد و به نایبقهرمانی بسنده کرد. حسن یزدانی نیز در وزن ۹۷ کیلوگرم مجتبی گلیج را ۴ بر صفر شکست داد، اما این پیروزی برای قهرمانی استقلال کافی نبود. این همان نقطهای است که بحث هزینه و خروجی جدیتر میشود؛ وقتی برای یک تیم کشتی ستارهای مانند یزدانی با قراردادی که گزارش شده ۷ میلیارد تومان بوده وارد پروژه میشود، انتظار طبیعی چیزی بیشتر از نایبقهرمانی است.
والیبال؛ یک شکست تمامعیار اگر بخواهیم فقط یک نمونه برای نقد مدل تیمداری استقلال انتخاب کنیم، والیبال بهترین مثال خواهد بود. استقلال با خرید امتیاز شهرداری گنبد وارد لیگ برتر شد؛ پروژهای که قرار بود به احیای جایگاه والیبال گنبد و تقویت نام استقلال در یک رشته پرطرفدار کمک کند. اما خروجی فصل، برخلاف شعارها بود. استقلال گنبد در پایان فصل در قعر جدول قرار گرفت. حتی تغییر کادر فنی نیز نتوانست شرایط تیم را تغییر دهد و عملکرد تیم در زمین مطابق انتظارات نبود. این یعنی هزینه خرید امتیاز، تشکیل تیم، جذب بازیکنان و کادر فنی، در نهایت به تیمی منجر شد که نتوانست حتی در میانه جدول قرار بگیرد.
هندبال زنان؛ چهارمی به جای قهرمانی در بخش زنان نیز وضعیت همیشه مطابق وعدههای اولیه پیش نرفت. استقلال با تبلیغات فراوان وارد چند رشته زنان شد و حتی از برنامهریزی برای قهرمانی در چند رشته صحبت شد. فریده شجاعی پیش از شروع فصل گفته بود برای ۷،۸ رشته زنان برنامه قهرمانی وجود دارد و هزینه و امکانات خوبی نیز اختصاص یافته است. اما در هندبال زنان، خروجی نهایی رتبه چهارم لیگ برتر بود. یعنی تیم نه تنها قهرمان نشد، بلکه روی سکو هم نرفت. البته رتبه چهارم برای نخستین سال فعالیت یک تیم الزاماً شکست نیست، اما وقتی پروژه با ادعای «قهرمانی» و هزینهکرد قابل توجه آغاز میشود، فاصله میان وعده و نتیجه قابل چشمپوشی نیست.
گلف، روئینگ و دوچرخهسواری؛ توسعه یا پراکندگی؟ داستان استقلال تنها به رشتههای تیمی محدود نشد. باشگاه به گلف، دوچرخهسواری و قایقرانی نیز ورود کرد. در گلف زنان، استقلال برای نخستین بار در لیگ دسته یک نماینده داشت. در دوچرخهسواری نیز پس از سالها، پروژه بازگشت استقلال به لیگ برتر کلید خورد. در قایقرانی هم بحث حضور استقلال در رشتههایی مانند کایاک و کانو مطرح شد و حتی خبر تشکیل تیم روئینگ استقلال نیز منتشر شد. اما مسئله اینجاست که تیمداری با حضور نمادین تفاوت دارد. اگر قرار است استقلال در ۱۵، ۲۰ یا حتی تعداد بیشتری رشته ورزشی حضور داشته باشد، باید برای هرکدام هدف، بودجه، ساختار مدیریتی، برنامه استعدادیابی و شاخص ارزیابی مشخص شود. صرفاً قرار گرفتن نام «استقلال» کنار یک تیم ورزشی، باشگاه را چندرشتهای نمیکند.
مسئله اصلی؛ چند جام برای چند پروژه؟ استقلال در فصل گذشته تعداد زیادی تیم تشکیل داد و در چند رشته صاحب امتیاز شد. بخشی از این تیمها موفق بودند و چند جام مهم نیز به ویترین باشگاه اضافه شد. اما در طرف دیگر، یک تیم در والیبال به قعر جدول رسید، هندبال زنان چهارم شد، کشتی آزاد با وجود هزینه و جذب ستارهها نایبقهرمان شد و در برخی رشتههای تازهتأسیس نیز اساساً دستاورد ورزشی شاخصی ثبت نشد یا پروژه هنوز در مراحل ابتدایی بود. بنابراین، مسئله، مخالفت با تیمداری در رشتههای دیگر نیست. استقلال از نظر تاریخی باشگاهی چندرشتهای بوده و بازگشت به این هویت میتواند اتفاق مثبتی باشد. مسئله، مدل اجرای این ایده است. وقتی باشگاهی با مشکلات مالی، بدهی، هزینههای سنگین فوتبال و چالشهای ساختاری مواجه است، ورود همزمان به تعداد زیادی رشته ورزشی بدون اینکه مشخص باشد منابع مالی و مدیریتی چگونه توزیع میشود، میتواند به جای «باشگاه بزرگ»، یک مجموعه پراکنده و پرهزینه ایجاد کند.
استقلال؛ باشگاه چندرشتهای یا مجموعهای از تیمها؟ استقلال حالا باید به یک سؤال ساده پاسخ دهد: آیا قرار است در هر رشته فقط حضور داشته باشد یا هدف قهرمانی را دنبال کند؟ اگر هدف صرفاً حضور است، چرا باید برای خرید امتیاز و تشکیل تیم هزینههای قابل توجه انجام شود؟ اگر هدف قهرمانی است، چرا در برخی رشتهها فاصله میان وعده و نتیجه تا این اندازه زیاد است؟ و مهمتر از همه، آیا برای هر تیم یک مدل اقتصادی و ورزشی مستقل وجود دارد یا هزینه همه این پروژهها نهایتاً از همان منابع محدود باشگاه تأمین میشود؟ استقلال فصل گذشته چند جام گرفت و این موفقیتها قابل انکار نیست. اما در کنار این جامها، باید شکستها، رتبههای پایین و پروژههای کمثمر را نیز در نظر گرفت. جامهای بسکتبال، فوتسال، کشتی فرنگی و هندبال نشان دادند که تیمداری خارج از فوتبال میتواند موفق باشد؛ اما قعرنشینی والیبال، چهارمی هندبال زنان و نایبقهرمانی کشتی آزاد نیز نشان دادند که «پول خرج کردن» الزاماً مساوی «قهرمانی» نیست. حالا نوبت استقلال است که از مرحله «هرچه بیشتر، بهتر» عبور کند و به مرحله «هر رشته، با چه هدفی و با چه خروجی؟» برسد. زیرا باشگاه بزرگ، باشگاهی نیست که در ۲۰ رشته تیم داشته باشد؛ باشگاهی است که بداند در کدام رشته باید بماند، در کدام رشته باید سرمایهگذاری کند و برای کدام رشته باید فعلاً دست نگه دارد.