بعد از ۳ ماه ورزش حرفهای، طلای آسیا را گرفتم؛ ۹۰ درصد دوستان ما منتظر شکست ما هستند.
محسن شادی، رئیس فدراسیون روئینگ گفت: جیوگانیک به فدراسیون جهانی گفته بود که من با یک ورزشکار که ۳ ماه با او کار کرده بودم قهرمان...
سعید آقایی؛ زندگی او بسیار عجیب و جالب است. پسری که در دوران نوجوانی از سرزمین کشاورزی به عرصه قایقرانی وارد شد و تنها سه ماه بعد از آن، موفق به کسب مدال طلای آسیا گردید. این شاید سریعترین مدال تاریخ ورزش جهان باشد که تمامی مراحل آن فقط در مدت سه ماه انجام شد. محسن شادی، نابغه قایقرانی و روئینگ ایران، تمامی مدالهای ممکن را کسب کرده است؛ از مدالهای جوانان و امیدهای آسیا گرفته تا مدال جهانی روئینگ. تنها حسرت او شاید مدال المپیک باشد که خود او معتقد است اگر دنیامالی در قایقرانی باقی مانده بود، به آن نیز دست مییافت. پرافتخارترین ورزشکار تاریخ قایقرانی اکنون در کسوت مدیریت قرار گرفته و به عنوان نخستین رئیس تاریخ فدراسیون روئینگ فعالیت میکند. مردی که در این سمت جدید نیز قصد دارد سدشکن باشد. محسن شادی در کافه خبر از داستانهای زندگیاش گفت؛ از روز نخست تا به امروز.
*چطور شد شما به رشته قایقرانی روی آوردید و این رشته را انتخاب کردید؟
ابتدا از شما و همکارانتان تشکر میکنم و ضمن تسلیت به مناسبت شهادت رهبر عزیزمان و جمعی از فرماندهان و هموطنان و همچنین دانشآموزانی که در مدرسه میناب به دست رژیم جنایتکار آمریکا و رژیم صهیونیستی شهید شدند، امیدوارم هر چه زودتر این اتفاقات با پیروزی رزمندگان جمهوری اسلامی به پایان برسد. شروع قایقرانی من به خردادماه سال ۱۳۸۶ برمیگردد که اردوی تیم ملی در سد حسنلو در شهرستان نقده (استان آذربایجان غربی) برگزار شد. در آن زمان آقای دنیامالی، وزیر ورزش فعلی، رئیس فدراسیون قایقرانی بودند و در سال ۱۳۸۵ روئینگ (قایقرانی با پارو) را به ایران معرفی کردند. یکی از اقدامات بزرگ آقای وزیر، توسعه رشتههای قایقرانی مانند بادبانی و روئینگ و همچنین بهبود زیرساختها و امکانات بود. با توجه به اینکه مسابقات روئینگ ۲ کیلومتر است، اردوها خارج از دریاچه آزادی که مسافتش ۱ کیلومتر است، برگزار میشد. در آن زمان تیم ملی روئینگ که زیر نظر فدراسیون قایقرانی فعالیت میکرد، سه مربی خارجی داشت؛ یکی رومانیایی، یکی آلمانی و یکی آذربایجانی. مربی اصلی آقای جیوگانیک، رومانیایی بود که سرمربیگری تیم ملی را بر عهده داشت.
در تاریخ ۱۹ خردادماه ۱۳۸۶، یکی از دوستانم که در منطقه همسایه ما بود، به من گفت که تیم ملی قایقرانی (روئینگ) به سد حسنلو آمده و در حال استعدادیابی هستند. فدراسیون طرح استعدادیابی را اجرا کرده بود و ورزشکارانی که به این رشته علاقهمند بودند و ویژگیهایی چون قد بلند، طول دستهای بیشتر و سن کمتر داشتند، مورد ارزیابی قرار میگرفتند. چند روز آموزشهای ارگومتر و شبیهسازی قایق و همچنین تمرینات بدنسازی و دو میدانی را انجام دادیم و در نهایت بعد از چند روز، پارو زدن را نیز آغاز کردیم.
*قبل از حضور در اردو چه فعالیتهایی داشتید؟
ما در کنار پدر بزرگوارمان کشاورزی میکردیم و تازه دیپلم گرفته و منتظر خدمت سربازی بودیم. خانواده ما به طور کلی کشاورز بودند و کارهای کشاورزی انجام میدادیم. رفیق ما، عباسیان، که همیشه به او ارادت خاصی دارم، باعث شد که مسیر زندگی ما تغییر کند و از طریق ایشان با رشته قایقرانی آشنا شدیم. در همان روز ۱۹ خردادماه در تربیتبدنی شهرستان نقده ثبتنام کردیم و من اولین نفری بودم که ثبتنام کردم. علیمردان، رئیس تربیتبدنی وقت، که اکنون هم رئیس اداره ورزش و جوانان آذربایجان هستند، بعد از ۱۸ سال دوباره به این سمت برگشته و به ایشان تبریک میگویم. وقتی به علیمردان گفتم که برای ثبتنام در رشته قایقرانی آمدهام، ابتدا به من نگاهی چپ کرد و پرسید که شما را چه کسی معرفی کرده است. عموی من که کشتیگیر بود و قهرمان کشوری و بینالمللی نخجوان بود، در این زمینه شناخته شده بود. پدرم ورزشکار نبود ولی گاهی در کنار عمویم ورزش میکرد. وقتی به علیمردان گفتم که من برادرزاده فلانی هستم، او مرا شناخت و نامم را به عنوان اولین نفر در برگه نوشت.
ساعت حدود ۱:۳۰ تا ۲ بعدازظهر بود که گفت ساعت ۵ به کنار اردوی تیم ملی میرویم تا ببینیم مربی چه میگوید. من هم ساعت ۵ به اداره ورزش و جوانان رفتم و ۲۰۰ نفر در آن روز در حیاط حضور داشتند. من متولد ۱۴ خرداد هستم و در آن زمان تازه ۱۸ ساله شده بودم. علیمردان ما ۲۰۰ نفر را با حدود ۲۰ ماشین به محل تمرین اردو در سد حسنلو که ۱۵ کیلومتر با شهر فاصله دارد، برد. کنار خانه ما یک رودخانه است و ما در آنجا و همچنین در استخر شنا میکردیم. گاهی هم ورزشهایی چون فوتسال انجام میدادیم. در دوران ابتدایی کشتیگیر بودم و در مقطع راهنمایی کاراته کار کردم. به دلیل فعالیتهای کشاورزی بدنم آمادگی خوبی داشت، اما هرگز قایق ندیده بودم. مربی در اردوی تیم ملی ما را تحویل گرفت و آقای جیوگانیک مربی سازنده خوبی است. او یکی از بهترین مربیان قایقرانی در دنیا است که با یک نگاه میتواند تشخیص دهد که آیا یک ورزشکار میتواند موفق شود یا خیر. ما بسیار مشتاق بودیم که با او همکاری کنیم.
با تمامی ورزشکارانی که آنجا آمده بودند، به صف ایستادیم و مربی جیوگانیک تا جایی که به درد میخورد، ورزشکاران را نگه داشت و بین آنها نفراتی که سن کمتر و قد خوبی داشتند را جدا کرد. آن روز آموزش ارگومتر و بدنسازی داشتیم و یک تست ارگومتر گرفت. بعد از ۲۰ روز از ۶۰ نفر، حدود ۲۰ نفر را نگه داشت و یک تست دیگر هم گرفت. بعد از ۲ ماه، ما ۶ نفر از نقده انتخاب شدیم و در آن تست من در نقده دوم شدم. شروع به پارو زدن کردیم و من در تاریخ ۱۹ خرداد با رشته روئینگ آشنا شدم و در تاریخ ۱۶ آبان یا آذرماه (دقیق یادم نیست) در آسیا در رشته تکنفره بزرگسالان، سبکوزن، مدال طلای آسیا را کسب کردم و قهرمان شدم. در واقع در حدود ۶ ماه بود که با رشته قایقرانی آشنا شدم و پاروزنی من از صفر تا قهرمانی ۳ ماه و نیم طول کشید؛ حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ روز بود که من پارو زدم.
روز اول که پا رو زدم را به خوبی به یاد دارم؛ جیوگانیک به ۲-۳ نفر از ورزشکاران خوب تیم ملی که آن زمان از نفرات برتر بودند، گفت که این شما را با این شرایط میخورد. من ابتدا خندیدم و سپس به واقعیت پی بردم. وقتی که طلای آسیا را گرفتم، یک شوک برای ورزشکاران تیم ملی به وجود آمد، زیرا آنها یک سال و خوردهای بود که در تیم ملی بودند و من تازه به جمع آنها پیوسته بودم. اما با توجه به شرایط بدنی که داشتم، موفق شدم. اولین مسابقهای که در آن شرکت کردم، قهرمانی آسیا در کره جنوبی بود.
*فکر میکنم مدال شما، سریعترین مدال تاریخ یک رشته باشد؛ البته نیازمند دیتای دقیق است؛ نظر شما چیست؟
بله؛ خود جیوگانیک در سایت فدراسیون جهانی این را منتشر کرده و به ما لقبی به نام “بوفالو” داده است. او نوشته بود که من با یک ورزشکار که ۳ ماه با او کار کرده بودم، قهرمان شدم. ورزشکاری که فرزند یک کشاورز بود. دوستی داشتیم به نام مجتبی شجاعی که با هم رقیب بودیم و به او نیز لقبی داده بود که به فارسی میشد گاو نری که قویتر از همه است. جیوگانیک در سایت فدراسیون نوشته بود که با یک ورزشکار ۳ ماه کار کردم و طلای آسیا را گرفتم؛ با اینکه چین، کره جنوبی، ژاپن و هنگکنگ در آن سال در مسابقات کره جنوبی حضور داشتند. در اردیبهشتماه سال ۱۳۸۷، من سهمیه المپیک پکن را کسب کردم که از ورود من به یک سال هم نگذشته بود و من و خانم هما حسینی، اولین سهمیه المپیک رشته قایقرانی و روئینگ را کسب کردیم. من با صدم ثانیه سوم شدم و خانم هما حسینی نیز فکر میکنم پنجم یا ششم شدند و سهمیه گرفتند. در مرداد و شهریورماه همان سال در قهرمانی امیدهای جهان نقره گرفتم؛ در سال ۸۸ طلای جهانی و در سال ۸۹ نیز طلای جهانی و طلای بازیهای آسیایی را کسب کردیم و تا قهرمانی آسیا پیش رفتیم و دوباره چون تیم امید بودیم، به بزرگسالان منتقل شدیم و تا اینکه سهمیه المپیک لندن را گرفتیم و در سال ۹۳ نیز در اینچئون طلا گرفتم. در همان سال ۸۷ قبل از المپیک، مسابقاتی در اتریش برگزار شد و من از آلمان به اتریش رفتم و در امیدهای جهان دوم و در بزرگسالان پنجم شدم و سپس به المپیک پکن رفتم و در آنجا به شدت مریض شدم و شرایط بدنیام خیلی ایدهآل نبود.
*اگر فضای ورزش ما و به طور مشخص فضای قایقرانی آنموقع بهتر بود و امکانات و توجهی که الان هست، وجود داشت، فکر میکنید میتوانستید مدال المپیک هم بگیرید؟
الان فدراسیون کشتی زبانزد فدراسیونهاست و با این همه اعتباری که از بیرون میآورد، من احساس میکنم فدراسیون قایقرانی آن زمان جلوتر از فدراسیون کشتی بود. با حضور دنیامالی و برنامهریزیهایی که انجام میدادند، بعد از کمیته ملی المپیک، ما اولین فدراسیونی بودیم که آکادمی داشتیم و تستهای مختلف را انجام میدادیم. از فدراسیون فوتبال میآمدند و در آنجا تست میدادند. تیم روانشناسی، تیم فیزیوتراپی و تیم تغذیه داشتیم و انواع و اقسام کمیتهها را برای ورزشکاران تشکیل داده بودند. یک برنامهریزی هم میکردند که من در ۲۰۱۲ لندن بتوانم جزو ۱۲ نفر باشم، در ۲۰۱۶ فینال ریو باشم و در توکیو بتوانیم مدال بگیریم. این پلن دنیامالی بود و قطعا هم به آن میرسیدیم؛ نفرات خوبی جمع کرده بود. برای بدنسازی، دکتر علینژاد که از بدنسازان خوب کشور هستند، در کنار ما بودند. آن شرایطی که در سال ۹۱ اتفاق افتاد، باعث شد که بسیاری از ورزشکاران قایقرانی ناامید شوند؛ زیرا بالاخره ۳-۴ ماه قبل از المپیک، رئیس فدراسیون قهر کرد و آن اتفاقات رخ داد. من خودم آن زمان انصراف دادم و گفتم که به المپیک نمیروم؛ یک حاشیه هم برای وزارت و هم برای کمیته ایجاد شد؛ زیرا اتفاقاتی افتاده بود. ما هم با دنیامالی به آن حد رسیده بودیم. تعصب و رفاقتمان جدا، اما ورزشمان هم جدا بود. وقتی که ما میدیدیم رئیس فدراسیون برای ورزشکاران واقعاً تلاش میکند، برای ما مهم بود. او شبانهروز در حال کار بود و زیرساختها و امکانات را توسعه میداد. همزمان ۱۱ مربی خارجی قایقرانی در ایران بودند و هر کدام نیز جداگانه ۲-۳ مربی داشتند. کارهای بسیار خوبی انجام میداد و مطمئن بودم اگر همینطور ادامه میدادند، نه تنها روئینگ بلکه کانوئینگ نیز در المپیک مدال میآورد. رشته قایقرانی با تمامی رشتهها تفاوت دارد؛ رشته ما به گونهای است که در فضای باز انجام میشود و به دلیل ارتباط با آب و باد و همچنین کمبود امکانات در سطح کشور، به ویژه در زمینه پارو، قایق و دستگاه ارگومتر، با چالشهایی مواجه هستیم. ما اکنون ۲۱ هیئت استانی داریم برای روئینگ که از این ۲۱ استان، ۴ استان توانایی خوبی دارند و بقیه استانها به دلیل کمبود امکانات نمیتوانند به خوبی کار کنند. در برخی استانها ۱۵ ورزشکار وجود دارد اما تنها یک قایق دارند که این هم از زمان دنیامالی باقی مانده و به همین دلیل برخی اتفاقات دست ما را بسته است. ما و آقای وزیر در تلاش هستیم که راهی پیدا کنیم تا کمی امکانات در اختیار هیئتها قرار دهیم و خود هیئتها را مجبور کردیم که حتماً بتوانند از طریق جذب اسپانسر، قایق و سایر امکانات را خریداری کنند. شرط اول ما این بوده که کسی که برای هیئت میآید، آوردهای همراه خودش داشته باشد؛ برخی اداره کلها دستشان باز است و به خوبی کار میکنند و میتوانند از منابع مختلف پول و امکانات جذب کنند.