دلایل طولانی شدن بازسازی پرسپولیس چیست؟
پرسپولیس این روزها با مشکلات زیادی پستوپنجه نرم میکند.
سپهر ستاری؛ یکی از برداشتهای نادرست رایج در فوتبال ایران این است که بسیاری بر این باورند که با تغییر یک مدیر، مشکلات باشگاه نیز حل خواهد شد و تمام مسائل به یک فرد وابسته است و با خروج او، همه چیز به حالت ایدهآل برمیگردد! اما واقعیت چیز دیگری است و معمولاً در این شرایط، مشکلاتی که قبلاً پنهان شده بودند، نمایان میشوند. در باشگاههای حرفهای، مدیرعامل تنها به تصمیمات روزمره محدود نمیشود. او مسیر هزینهکرد منابع، ساختار قراردادها، فرهنگ تصمیمگیری و کیفیت سازمان را تعیین میکند. به همین دلیل، اگر یک دوره مدیریتی با ضعف ساختاری مواجه باشد، مدیر بعدی معمولاً به جای توسعه، مجبور به بازسازی میشود.
اگر امروز همچنان درباره دشواریهای بازسازی پرسپولیس صحبت میشود، یکی از تحلیلها این است که باشگاه به مرحلهای رسیده که باید همزمان چندین مسئله را حل کند: اصلاح ترکیب مدیریتی، بازتنظیم هزینهها، بازسازی اعتماد و تعریف دوباره افق فنی. مشکل بازسازی این است که برخلاف تخریب، نتایج فوری ندارد. تصور کنید باشگاهی در چند فصل گذشته تصمیمات کوتاهمدت اتخاذ کرده باشد؛ خریدهای فوری، تمدیدهای پرهزینه، واکنش به فشار رسانهها، عدم جانشینپروری و وابستگی بیش از حد به موفقیتهای آنی. طبیعی است که مدیر بعدی نمیتواند در یک بازه زمانی کوتاه همه چیز را اصلاح کند.
آیا بازیکنان نامتناسب جذب شدهاند؟ نمیتوان کاری کرد، زیرا قرارداد دارند. آیا ساختار مالی نامتوازن شده است؟ نمیتوان در کوتاهمدت اقدامی انجام داد، زیرا تعهدات ایجاد شدهاند. آیا اعتماد هواداران آسیب دیده است؟ نمیتوان در کوتاهمدت کاری کرد، زیرا صرفاً با بیانیه دادن نمیتوان اعتماد از دست رفته را بازسازی کرد! آیا مسیر آکادمی تضعیف شده است؟ نمیتوان در کوتاهمدت اقدامی انجام داد، زیرا نسل جدید نیاز به زمان برای پرورش دارد. به همین دلیل است که برخی از دورههای مدیریتی اثرشان حتی پس از پایان دوره نیز ادامه مییابد.
یکی از انتقادهای جدی به دوران مدیریت رضا درویش از دیدگاه منتقدان همین موضوع بوده است؛ این تصور که باشگاه در مقطعی به جای افزایش ظرفیت، بخشی از آینده خود را صرف تثبیت وضعیت کنونی کرده است، نه تنها یک توهم بلکه یک چالش واقعی و جدی است که در دوران درویش برای پرسپولیس به وجود آمده است. البته هیچ باشگاهی تنها محصول یک مدیر نیست و هیچ دورهای را نمیتوان کاملاً مثبت یا منفی ارزیابی کرد. اما در ارزیابی حرفهای، سؤال کلیدی این است: آیا مدیر بعدی از نقطه بهتری آغاز میکند؟ اگر مدیر بعدی ناچار باشد زمان و منابع قابل توجهی را صرف بازگرداندن باشگاه به نقطه صفر کند، به این معناست که بخشی از انرژی سازمان صرف جبران شده، نه پیشرفت! و این شاید مهمترین معیار قضاوت باشد.
این یادداشت به مدیرعامل سابق سرخها خطاب میشود: آقای درویش! مدیر موفق کسی نیست که در زمان حضورش کمتر در بحران دیده شود؛ مدیر موفق کسی است که پس از رفتنش، باشگاه مجبور نباشد چند فصل را صرف تعمیر مسیر کند و قطار را به ریل بازگرداند. پرسپولیس اگر بخواهد از این چرخه خارج شود، بیش از هر چیز نیاز دارد از منطق «تعویض افراد» به سمت «اصلاح سیستم» حرکت کند؛ زیرا بازسازی واقعی زمانی آغاز میشود که باشگاه دیگر به گذشته به عنوان راهحل نگاه نکند.