سیدورف آمد، دید، رفت؛ استقلال ماند و یک نمایش پرهزینه بدون خروجی
انگار در مدیریت باشگاه استقلال، «نمایش» مهمتر از «نتیجه» شده است. نمونه واضحش انتخاب کلارنس سیدورف به عنوان مشاور مدیرعامل؛ تصمیمی که بیشتر شبیه یک شوی تبلیغاتی بود تا یک حرکت حرفهای و مبتنی بر...
مرتضی رضایی؛ کلارنس سیدورف با سابقه درخشان خود در فوتبال اروپا، قرار بود به استقلال اعتبار ببخشد، شبکه ارتباطیاش را فعال کند، مربیان و بازیکنان را معرفی نماید و به ساختار فنی باشگاه شکل دهد. اما در عمل چه اتفاقی افتاد؟ حضور او در تهران به زحمت به دو سفر کوتاه و در مجموع حدود یک تا دو هفته محدود شد. نه نشانی از پروژه بلندمدت دیده میشود و نه اثری از یک نقشه راه مشخص. حتی در مهمترین تصمیم فنی، یعنی انتخاب سرمربی، نام او عملاً از معادلات کنار گذاشته شد و انتخاب ریکاردو ساپینتو بدون رضایت او انجام گرفت. این نشان میدهد که نقشی که برای او تعریف شده بود نیز جدی گرفته نشد.
در این میان، نام مدیران استقلال بیشتر از همه به چشم میآید؛ مدیرانی که به نظر میرسد بیشتر از آنکه به فکر ساختن یک تیم حرفهای باشند، درگیر «شوآف» و نمایش هستند. از آوردن یک چهره بینالمللی مانند سیدورف گرفته تا گسترش بیحساب حضور استقلال در رشتههای مختلف ورزشی، همه چیز بوی «بزرگنمایی» میدهد. به نظر میرسد هدف این بوده که استقلال را در همه جا حاضر نشان دهند؛ از فوتبال گرفته تا هر رشتهای که امکان دارد نامش مطرح شود. واقعاً اگر امکانش بود، شاید استقلال در منچ و مارپله هم تیمداری میکرد!
اما سؤال اصلی همچنان بیپاسخ مانده است؛ این همه هزینه برای سیدورف دقیقاً چه خروجیای داشت؟ کدام بازیکن با کیفیت به تیم اضافه شد؟ کدام مربی سطح بالا معرفی گردید؟ کدام ساختار حرفهای به باشگاه تزریق شد؟ وقتی پاسخ این سؤالات تقریباً «هیچ» است، دیگر نمیتوان این تصمیم را چیزی جز یک هزینه بیحاصل دانست. مدیریت باشگاه استقلال باید توضیح دهد که معیارهایش برای چنین انتخابهایی چیست. فوتبال حرفهای جای آزمون و خطاهای پرهزینه و تصمیمات نمایشی نیست. هواداران استقلال نه به نامهای بزرگ روی کاغذ نیاز دارند و نه قراردادهای پر زرق و برق بیخروجی؛ آنها نتیجه میخواهند، برنامه میخواهند و مهمتر از همه، صداقت در مدیریت.