مرگ مسئولیتپذیری با امیر قلعهنویی
رفتار و تفکرات امیر قلعهنویی به شکلی پیش رفته که او در زمان شکست خواست خدا را پیش میکشد و از مسئولیت شانه خالی...
شبنم روحی؛ تیم ملی فوتبال ایران با سه تساوی برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر به طور ناگهانی از جام جهانی 2026 کنار رفت. پس از این مسابقات، مسئولان فدراسیون و برخی رسانهها از کسب این 3 امتیاز در گروهی نسبتاً آسان، به عنوان یک موفقیت یاد کردند و سرمربی تیم ملی نیز عملکرد ایران را دستاوردی بزرگ توصیف کرد. همچنین، با تایید فدراسیون و مهدی تاج، رئیس فدراسیون، حضور امیر قلعه نویی به عنوان سرمربی تیم ملی ادامه خواهد داشت و او در جام ملتها نیز به عنوان نفر اول نیمکت ایران حاضر خواهد بود.
اکنون این سوال مطرح است که چگونه مشکلات و نواقص فنی تیم ملی و ناکارآمدی کادر فنی در زمان نیاز برطرف خواهد شد؟ آیا در این جام ملتها نیز با یک پیروزی برابر ژاپن یا تیمی مشابه، موفقیتهایی به دست خواهد آمد؟ یا اینکه پیروزیها به خاطر تلاش بازیکنان و کادرفنی رقم میخورد و شکستها را به گردن خدا میاندازیم؟! به نظر میرسد که برخی از بازیکنان و مسئولان، به بهانهای عجیب و غریب میگویند “خدا نخواست” و شاید مانند بازی با مصر، “خداوند در حال آزمایش امیر قلعه نویی است!” در واقع، به نظر میرسد که خداوند تنها با شکست و حذف، کادرفنی ایران را مورد آزمون قرار میدهد!
باور به خدای یکتا و توکل به او، یک اعتقاد عمیق نه تنها در میان ایرانیان بلکه در بین بسیاری از مردم جهان است و این تفکر که همه چیز به خدا مربوط میشود و ما باید تماشاگر باشیم، نادرست است. ایمان به خدا یک احساس آرامشبخش است، اما وقتی آن را به عملکرد فنی مرتبط میکنیم، دیگر آن هدف والا و معنوی نیست و کمکی به پیشرفت نمیکند. خداوند با تلاشی که از ما میبیند، در رسیدن به اهداف کمک میکند، اما تاکتیک و سیستم بازی را برای ما طراحی نمیکند! این مربی و کادرفنی و بازیکنان هستند که باید با دانش، تعهد و تلاش، کار را پیش ببرند و در سختیها به خدا توکل کنند. این توکل و خداباوری، نیرویی معنوی برای پیشرفت است نه بهانهای برای عدم مسئولیت!
زمانی که سرمربی تیم ملی تمام شکستها را به شانس و نخواستن خدا نسبت میدهد، این امر تمام مسئولیت را از دوش خود و بازیکنان برمیدارد و فراموش میکند که دفاع تیم در بازی با نیوزیلند فاجعهبار بود و این موضوع ارتباطی به خدا ندارد! قطعاً اگر سرمربی تیم ملی چنین تفکری را به اشتباه داشته باشد و هویت جمعی و فردی مسئول در نتایج را نادیده بگیرد، بازیکنانش نیز به راحتی از مسئولیت شانه خالی میکنند و فکر میکنند که کار بزرگی انجام دادهاند. متأسفانه، مسیری که قلعه نویی در پیش گرفته، چیزی جز عدم مسئولیتپذیری نیست و باید به او گفت که اگر همه چیز به خدا مربوط است و خداوند او را با حذف تیم ملی آزمایش کرده، پس نیازی به کادرفنی نیست و همان زمان که تیم به جام جهانی صعود کرد، خواست خدا بوده و نیازی به پرداخت پاداش به او و بازیکنان وجود ندارد. حتی بدون او نیز میتوان پیش رفت، زیرا اگر خدا بخواهد تیم با قلعه نویی میبازد و اگر بخواهد بدون او میبرد و افراد معنای وجودی خود را از دست میدهند.
فرهنگ منفعلانه قلعه نویی که به جای برنامهریزی و تلاش قرار گرفته، یک راه فرار برای کمرنگ کردن و از بین بردن ضعفهای تاکتیکی و اشتباهات فنی و همچنین سوءاستفاده از باور جمعی مردم است. “باختیم و حذف شدیم چون خدا خواست” تحلیل سرمربی تیم ملی در جام جهانی است و حالا با این تفکر، همه منتظر جام ملتهای آسیا هستیم تا ببینیم خدا آنجا چه میخواهد!