کریستیانو رونالدو؛ گروگانگیر مغرور در روح جمعی
کریستیانو رونالدو شاید شبیه به ناپلئون در بالاترین قله موفقیت با ایستادن روی پله غرور سقوطی سخت را تجربه کند.
شبنم روحی؛ جام جهانی 2026 برای تیم ملی پرتغال و کریستیانو رونالدو با شکست یک بر صفر مقابل اسپانیا به پایان رسید و این فوق ستاره 41 ساله همچنان حسرت قهرمانی جهان را به دل دارد. پس از حذف پرتغالیها، هواداران رونالدو در سرتاسر جهان به انتقاد از همتیمیهای او پرداختند و در فضای مجازی بحثهایی درباره عدم پاس دادن دیگر بازیکنان به کریس مطرح شد. بدون شک رونالدو در کنار لیونل مسی یکی از ستارگان برجسته دنیای فوتبال است و هیچ رویدادی نمیتواند نام این دو را در تاریخ فوتبال کمرنگ کند، اما نمیتوان تمام تصمیمات و رفتارهای آنها را بینقص دانست.
کریستیانو رونالدو، بازیکن پرتغالی و تلاشگر خستگیناپذیر، دارای نیروی محرکه قوی برای دستیابی به موفقیت بود که اکنون به پاشنه آشیل او تبدیل شده است؛ غرور. غرور رونالدو به عنوان یک سلاح دو لبه در سالهای اخیر تأثیرات منفی بر عملکرد و رفتار او گذاشته است. او همواره به دنبال شکستن رکوردهای شخصی بوده و نه تنها در تیم ملی، بلکه در رئال مادرید و دیگر باشگاههایی که در آنها بازی کرده، بارها مشاهده شده که به جای انجام کار تیمی و پاس دادن، به خودنمایی و گلزنی پرداخته است. او به جای پیشبرد سیستم پویا در تیمش، سیستم وابسته به فرد را نهادینه کرد.
این بازیکن در سالهای اخیر به جای تلاش جمعی برای دستیابی به اهداف تیمی، به دنبال این بود که دیگران برای او بازی کنند؛ آن هم نه با خواست بازیکنان، بلکه به اجبار خودش! این رفتارها به جایی رسید که هرگونه انتقاد به کاپیتان نیز مسدود شد و به تدریج انسجام داخلی پرتغالیها از بین رفت. به واسطه عملکرد فوقالعادهاش در دوران بازیگری، او دیگر توانایی نشستن روی نیمکت یا پذیرش انتقاد رسانهها را نداشت و رفتارهایی نظیر ترک ورزشگاه قبل از پایان بازی در دومین دوره حضورش در منچستریونایتد نیز از او مشاهده شد.
رونالدو انتظار دارد تمام اهداف به او ختم شود و در موقعیتهای مختلف حمله، منتظر است که همه به او پاس بدهند. حتی او تلاشی برای پنهان کردن این انتظارات نداشت و همین باعث شد پرتغالیها به دو دسته تقسیم شوند؛ با رونالدو و مخالفان او. حتی در تیمهایی غیر از تیم ملی، رونالدو از هرگونه هماهنگی و انعطافپذیری برای افزایش بهرهوری تیمی اجتناب کرد و چیزی جز خودمحوری در تیمها مدنظرش نبود. حتی زمانی که سنش افزایش یافت و انتظار میرفت در تیم ملی پرتغال رفتارهای پختهتری برای رسیدن به اهدافش نشان دهد، اما اینگونه نشد و هر ستاره نوظهوری چارهای جز تغذیه رونالدو نداشت.
رونالدو بازیکنی است که ممکن است دههها طول بکشد تا شخصی مشابه او در مستطیل سبز متولد شود، اما غرور این ستاره در سالهای پایانی فوتبالش بار روانی برای خودش و تیم ایجاد کرد و حتی برخی از بازیهای خوب پرتغال در غیاب او نشاندهنده این است که روح جمعی بدون او پررنگتر است. این بدان معنا نیست که اگر رونالدو نبود، امروز پرتغال قهرمان جام جهانی میشد و بازی چشمنوازی از این تیم شاهد بودیم، بلکه صحبت از تیم بودن است که رونالدو هر بار مانع از شکلگیری آن میشود.
او بارها به همتیمیهایش با زبان بدن معترض شد که چرا اشتباه کردند و ایمنی روانی را در تیم نابود کرد و جا برای نزدیک شدن ستارههای جدید، به خصوص جوانان، را به خود نداد و آنها به جای اینکه به عنوان همتیمی برای رسیدن به موفقیت به او تکیه کنند، به او به چشم مانع نگاه میکردند. بازیکنی که دائماً از خود بگوید، نتیجهاش این میشود که دیگر بازیکنان فکر میکنند هر آنچه در زمین انجام دهند و به دست آورند، برای او است و جایی برای تعهد تیمی وجود ندارد.
او حتی پس از پایان بازی با اسپانیا و حذف تیم به عنوان بزرگتر و کاپیتان به سمت بازیکنان تیمش که ناراحت بودند نرفت تا به آنها دلداری دهد و به دنبال جلب توجه دوربینها بود؛ مانند همیشه. برخلاف سالهای اولیه بازیاش که تقریباً هر ضربه آزاد او از هر نقطه زمین بوی گل میداد، اما در سالهای اخیر این اتفاق کمتر رخ داده است. اما این بازیکن همچنان با اعتماد به نفس کاذب پشت توپها میایستد و به خاطر جایگاهش کسی اجازه اعتراض ندارد و تقریباً هیچ بازیکنی، حتی در حد برناردو سیلوا، هیچ استقلالی در نقششان در تیم ملی ندارند.
روبرتو مارتینس به عنوان سرمربی پرتغال عملکرد خوبی نداشت، اما چیزی فراتر از نقش او، پرتغال را به تیمی پرستاره با روح مرده تبدیل کرد و شاید همه چیز به داستانهای پشت پرده ارتباط داشته باشد که مقصر اصلی آن رونالدو و البته اطرافیان او هستند که در فضای مجازی دست به کارهای عجیبی میزنند. نظیر کاری که خواهرش در اینستاگرام با لایک کردن پستی در انتقاد از برونو فرناندس بعد از بازی اول مقابل کنگو در جام جهانی 2026 انجام داد.
اوج غرور رونالدو در مصاحبه بعد از بازی با اسپانیا و خداحافظی با جام جهانی بود که مدعی شد پرتغال قبل از او هیچ چیز نداشته و با حضور او 3 جام به دست آمده و حتی قهرمانی در یورو را در حد و اندازه قهرمانی در جام جهانی دانست. شاید برخی از هواداران کریس بگویند که حرفهایش درست است، اما موضوع مورد بحث این است که بازیکن نباید چنین ادعاهایی را برای تیم ملی کشورش مطرح کند، چرا که هیچ یک از جامها جز با بازی تیمی به دست نمیآمد و اتفاقاً قهرمانیهای به دست آمده پرتغال در سالهایی بود که رونالدو عملکرد قابل توجهی در تیم ملی کشور نداشت و حتی در فینال یورو 2016 نیز از زمین مسابقه بیرون رفت!
البته اظهارنظرهای این بازیکن به همین جا ختم نمیشود، چرا که او بارها گفته است: «من هیچ کس را بهتر از خودم ندیدهام. باور دارم کاملترین بازیکنی هستم که تا به حال وجود داشته است.» غرور میتواند بزرگترین استعدادها را به بنبست برساند و در حالی که آنها راهی تا جاودانگی ندارند، به هدف نرسند و خودشان نیز آسیب ببینند. رفتارهای ناامیدکننده رونالدو انتقاد بسیاری از بازیکنان از جمله تیری آنری و زلاتان ایبراهیموویچ را به دنبال داشت.
رونالدو نه تنها دیگر در جام جهانی، بلکه اگر بخواهد ادامه دهد، شاید در یورو فرصتی برای جبران رفتارهایش داشته باشد تا وداعی باشکوه با تیم ملی پرتغال داشته باشد، اما اگر در قفس طلایی خود بماند و روی پله آخر موفقیت یعنی غرور بماند، چیزی جز سقوط در انتظارش نیست.