کریستیانو رونالدو نباید در حسرت قهرمانی بماند؛ جام جهانی پاشنه آشیل او بود اما …
کریستیانو رونالدو در دیدار پرتغال و اسپانیا برای آخرینبار در جام جهانی به میدان رفت.
سپهر ستاری؛ در آستانه جام جهانی ۲۰۱۰، شرکت نایکی گروهی از بزرگترین ستارههای فوتبال جهان را برای کمپین تبلیغاتی «آینده را بنویس» گرد هم آورد؛ چهرههایی چون وین رونی، دیدیه دروگبا، رونالدینیو، فابیو کاناوارو، فرانک ریبری و کریستیانو رونالدو. ایده این تبلیغ بسیار جذاب بود؛ شش ستاره بزرگ فوتبال در صحنههایی ظاهر میشدند که این پیام را منتقل میکردند که سرنوشت حرفهای و حتی زندگی شخصیشان به عملکردشان در جام جهانی آفریقای جنوبی گره خورده است. برای مثال، رونی در صحنهای دیده میشد که در دیدار برابر فرانسه یک پاس اشتباه میدهد، کنترل خود را از دست میدهد و شکست انگلیس را رقم میزند؛ شکستی که به شورش در خیابانها و سقوط بازار بورس منجر میشود. او در ادامه، به شکلی اغراقآمیز، در یک کاروان زندگی میکند، غذای بیکیفیت میخورد، بهعنوان کارگر نگهداری زمین فوتبال مشغول به کار است و با حسرت به بیلبورد بزرگی از ریبری خیره میشود. اما در سناریویی دیگر، رونی با یک تکل موفق ریبری را متوقف میکند و به قهرمان ملی تبدیل میشود؛ «سِر وین رونی» که تصویرش حتی بر صخرههای سفید دوور حک شده است.
در مورد رونالدو نیز او را در حالی نشان میدادند که پشت یک ضربه آزاد ایستاده و آیندهای را تصور میکند که در صورت رساندن پرتغال به افتخار جهانی در انتظارش خواهد بود؛ بریدن روبان افتتاح ورزشگاه کریستیانو رونالدو، حضور افتخاری در سریال The Simpsons، ساخت مجسمهای عظیم به افتخارش و فریاد هوادارانی که هنگام حضورش در مراسم افتتاحیه فیلم «رونالدو» نام او را صدا میزنند؛ فیلمی که در آن گائل گارسیا برنال نقش اصلی را بازی میکند. اما درست زمانی که رونالدو به توپ ضربه میزد، تصویر قطع میشد و هرگز نمیفهمیدیم در ذهن کارگردان چه سرنوشتی برای آن ضربه رقم خورده بود. با توجه به اینکه صحنه مربوط به یک ضربه آزاد در جام جهانی بود، احتمالاً توپ یا به بیرون میرفت، یا به دیوار دفاعی برخورد میکرد و یا بهراحتی در آغوش دروازهبان حریف جای میگرفت.
کریستیانو رونالدو و جام جهانی؛ در طول شش دوره و طی ۲۰ سال، این رابطه هرگز یک داستان خوشایند نبوده است. لحظات درخشان؟ گل پیروزیبخش در ضربات پنالتی مرحله یکچهارم نهایی مقابل انگلیس در سال ۲۰۰۶، هتتریک برابر اسپانیا در مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۱۸ (از جمله یک ضربه آزاد تماشایی)، دو گل مقابل ازبکستان در هیوستون دو هفته پیش و سرانجام نخستین گل او در مراحل حذفی جام جهانی؛ پنالتی برابر کرواسی در پنجشنبه گذشته. اما ناامیدیها بسیار بیشتر بودند؛ ناامیدیهایی که در نهایت با شکست پرتغال مقابل اسپانیا در وقتهای تلفشده دیدار روز دوشنبه در آرلینگتون تگزاس به اوج رسید. رونالدو روز یکشنبه به خبرنگاران گفته بود که این آخرین جام جهانی او خواهد بود؛ هرچند امیدوار بود آخرین بازیاش نباشد. اما در نهایت همینگونه شد. پس از سوت پایان، او تصویری اندوهگین داشت؛ دستها روی کمر، قدم زدن در زمین و سپس خیره شدن به نقطهای نامعلوم. هنگام تشویق تماشاگران نیز بهسختی اشکهایش را کنترل میکرد. چهره مردی را داشت که با وجود قرارداد هنگفتش در عربستان سعودی، احساس میکرد دوران حضورش در بزرگترین صحنههای فوتبال جهان در ۴۱ سالگی به پایان رسیده است.
تنها هشت بازیکن در تاریخ بیش از ۱۱ گل جام جهانی رونالدو به ثمر رساندهاند. اما با توجه به نبوغ، تداوم و جایگاه او بهعنوان بهترین گلزن تاریخ فوتبال در سطح باشگاهی و ملی، این آمار بازدهی ناامیدکنندهای به نظر میرسد. برای یک ابرقهرمان ورزشی، جام جهانی بیشتر شبیه «کریپتونایت» بوده است؛ همان نقطه ضعف مرگبار سوپرمن. با این حال، داستان به این سادگی نیست. شش جام جهانی برای رونالدو شش نوع متفاوت از ناکامی و سرخوردگی را به همراه داشته است. در کنار تلخیها، لحظات شیرین نیز وجود داشتهاند. در این میان مسئلهای کاملاً مرتبط با فوتبال پرتغال نیز مطرح است: زمانبندی. فوتبال پرتغال دو «نسل طلایی» شناختهشده داشته است؛ یکی متشکل از بازیکنان متولد اوایل دهه ۱۹۷۰ مانند ژائو پینتو، لوییز فیگو، روی کاستا و پائولو سوسا و دیگری شامل بازیکنان متولد اوایل تا میانه دهه ۱۹۹۰ همچون برونو فرناندز، برناردو سیلوا و روبن دیاس. رونالدو که در سال ۱۹۸۵ متولد شده، دقیقاً میان این دو نسل قرار گرفت. زمانی که پرتغال سرانجام تیمی قدرتمند برای حضور بهعنوان مدعی قهرمانی در جام جهانی در اختیار داشت، او وارد دوران افت فوتبالش شده بود.
در مقاطعی، همانند آنچه سالها برای لیونل مسی در تیم ملی آرژانتین رخ داد، فشار «به دوش کشیدن» تیم ملی بهوضوح روی شانههای رونالدو سنگینی میکرد. همیشه مسئله کیفیت حریف نیست؛ گاهی فشار انتظارات، بهویژه این تصور که فقط یک فوقستاره میتواند کشورش را به افتخار برساند، خفهکنندهتر از هر حریفی است؛ همان تصوری که تبلیغ نایکی نیز بر آن تاکید داشت. شاید بهترین جام جهانی رونالدو نخستین حضورش در این رقابتها بود. در ۲۱ سالگی هنوز در منچستریونایتد بازیکنی جوان و تا حدی بیثبات محسوب میشد و در تیم ملی پرتغال نیز زیر سایه فیگو قرار داشت. با این حال جام جهانی ۲۰۰۶ نقطه عطفی در مسیر حرفهای او شد. پس از گلزنی از روی نقطه پنالتی برابر ایران در مرحله گروهی، در دیدار مرحله یکهشتم نهایی مقابل هلند ـ مسابقهای که بعدها به «نبرد نورنبرگ» مشهور شد ـ به دلیل خطای شدید خالد بولاهروز مصدوم شد و در حالی که اشک میریخت زمین را ترک کرد. با این حال لوییز فیلیپه اسکولاری، سرمربی پرتغال، شجاعت او را ستود.
در یکچهارم نهایی مقابل انگلیس، رونالدو خطرناکترین بازیکن پرتغال بود و پس از وقتهای اضافه، پنالتی سرنوشتساز تیمش را به گل تبدیل کرد. با این حال رفتارهای او در آن مسابقه خشم بازیکنان، هواداران و رسانههای انگلیسی را برانگیخت. برخی معتقد بودند او در برخوردها اغراق میکند و مهمتر از آن، با اصرار از داور خواست همتیمیاش در منچستریونایتد، وین رونی، به دلیل خطا روی ریکاردو کاروالیو اخراج شود. پس از نشان دادن کارت قرمز نیز با چشمکی معروف به کنار زمین، جنجال بیشتری آفرید. در نیمهنهایی برابر فرانسه، رونالدو از سوی تماشاگران حاضر در مونیخ هو شد. او نامزد جایزه بهترین بازیکن جوان مسابقات بود، اما پس از انتخاب لوکاس پودولسکی از سوی فیفا، هولگر اوزیک، رئیس گروه مطالعات فنی فیفا، تأکید کرد: «بازیکنان باید الگو باشند و رعایت بازی جوانمردانه نیز در انتخابها اهمیت دارد. ما رفتار شایسته را مدنظر قرار میدهیم.» این آغاز رابطه پیچیده رونالدو با جام جهانی بود؛ او همچنین در ۲۱ سالگی برای اولین و آخرین بار طعم حضور در نیمهنهایی این رقابتها را چشید.
جام جهانی ۲۰۱۰ که با تبلیغ «آینده را بنویس» همراه شده بود، برای رونالدو ناامیدی بزرگی به همراه داشت. او به دلیل عملکرد پرتغال که با شکست مقابل اسپانیا در نخستین مرحله حذفی پایان یافت، بهشدت مورد انتقاد رسانههای پرتغالی قرار گرفت. تنها گل او در آن مسابقات، گل هفتم پیروزی ۷ بر صفر برابر کره شمالی بود. جالب اینکه این نخستین گل ملی او در مسابقات رسمی طی دو سال محسوب میشد و در آن زمان تنها ۲۳ گل در ۷۴ بازی ملی داشت؛ آماری که هیچکس تصور نمیکرد بعدها به رکورد تاریخی گلزنی ملی جهان تبدیل شود. جام جهانی ۲۰۱۴ نیز تفاوت چندانی نداشت. رونالدو پس از فتح لیگ قهرمانان اروپا با رئال مادرید، با مشکل تاندونیت زانوی چپ راهی برزیل شد. پرتغال ۴ بر صفر مقابل آلمان شکست خورد، برابر آمریکا مساوی کرد و با وجود گل دیرهنگام رونالدو مقابل غنا، در همان مرحله گروهی حذف شد. او ۲۹ ساله بود و از نظر تئوری در اوج دوران حرفهای خود قرار داشت اما فرصتی دیگر برای «نوشتن آینده» از دست رفت.
این ویژگی جام جهانی است؛ رقابتی که تنها هر چهار سال یکبار برگزار میشود. البته همین موضوع درباره بازیهای المپیک نیز صدق میکند، اما جام جهانی بیش از آنکه هدف نهایی یک برنامه تمرینی چهارساله باشد، به پایان یک چرخه فرسایشی چهار ساله شباهت دارد. ستارههای فوتبال اغلب در حالی راهی جام جهانی میشوند که از فشار مسابقات باشگاهی و ملی خسته و فرسودهاند. برای مثال، وین رونی در سه دوره جام جهانی حضور داشت. او برای دو دوره نخست با عجله و بدون آمادگی کامل از مصدومیت بازگشت؛ تلاشی که چندان موفقیتآمیز نبود. در سومین حضورش نیز، در جام جهانی ۲۰۱۴، در تیمی نهچندان قدرتمند از انگلیس به میدان رفت و از نظر آمادگی و کیفیت فنی فاصله محسوسی با بهترین روزهای خود داشت؛ تیمی که در نهایت در همان مرحله گروهی از مسابقات حذف شد.
رونالدو در آن مقطع آماده به نظر میرسید تا از فرصت پیشآمده نهایت استفاده را ببرد؛ به تعبیر همان تبلیغ معروف نایکی، «آینده را بنویسد». او در نخستین دیدار پرتغال برابر اسپانیا، نمایشی خیرهکننده ارائه داد و با ثبت هتتریک، که با یک ضربه آزاد تماشایی تکمیل شد، نقش اصلی تساوی مهیج ۳ بر ۳ دو تیم در شهر سوچی را ایفا کرد. پنج روز بعد نیز تنها گل دیدار برابر مراکش را به ثمر رساند و پیروزی تیمش را رقم زد. در آن مقطع، با توجه به شروع بسیار ضعیف آرژانتین در مسابقات، روایت غالب در رسانهها و افکار عمومی این بود که رونالدو از قدرت ذهنی و شخصیت لازم برای درخشش زیر فشار سنگین رهبری تیم ملی کشورش برخوردار است؛ در حالی که رقیب بزرگ او، لیونل مسی، که شخصیتی درونگراتر دارد، زیر بار این فشارها دچار افت و فرسایش شده است.
اما جام جهانی رونالدو و پرتغال خیلی زود و به شکلی ناگهانی با شکست برابر اروگوئه در مرحله یکهشتم نهایی به پایان رسید. او در آن مسابقه شش بار به سمت دروازه حریف شوت زد، اما هرچه بازی بیشتر از کنترل پرتغال خارج میشد، تلاشهایش نیز رنگ و بوی استیصال بیشتری به خود میگرفت. همانند اتفاقی که در تابستان ۲۰۱۸ برای لیونل مسی رخ داد، این پرسش مطرح شد که آیا آخرین فرصت رونالدو برای رسیدن به افتخار قهرمانی جهان از دست رفته است؟ رونالدو در سال ۲۰۲۲ بار دیگر به جام جهانی بازگشت، اما در شرایطی متفاوت. او پس از پایان ناخوشایند دومین دوره حضورش در منچستریونایتد راهی قطر شده بود. در دیدار نخست برابر غنا از روی نقطه پنالتی گلزنی کرد، اما در مسابقه مقابل اروگوئه از ثبت یک گل دیگر محروم شد؛ چرا که فیفا اعلام کرد برخلاف ادعای او، روی ارسال برونو فرناندز پیش از ورود توپ به دروازه، هیچ تماسی با توپ نداشته است. رونالدو در سومین بازی مرحله گروهی مقابل کره جنوبی نیز تأثیر چندانی بر روند مسابقه نگذاشت. او پس از تعویض شدن با عصبانیت واکنش نشان داد؛ رفتاری که نارضایتی فرناندو سانتوس، سرمربی پرتغال، را به همراه داشت.
همزمان انتقادها نسبت به زبان بدن و همچنین سطح فنی او افزایش یافته بود و در نتیجه، سانتوس تصمیم گرفت در دیدار مرحله یکهشتم نهایی برابر سوئیس، رونالدو را روی نیمکت بنشاند. جانشین او، گونسالو راموس، با ثبت هتتریک در پیروزی ۶ بر یک پرتغال، پاسخ درخشانی به این اعتماد داد. در آن مقطع گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه رونالدو تهدید کرده است اردوی تیم ملی را ترک خواهد کرد؛ ادعاهایی که از سوی تمام طرفهای درگیر تکذیب شد. سانتوس بعدها گفت که او و رونالدو گفتوگویی «صریح و بیپرده» با یکدیگر داشتهاند. پرتغال در مرحله یکچهارم نهایی برابر مراکش شکست خورد و حذف شد. رونالدو که در نیمه دوم به عنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شده بود، نتوانست تاثیر خاصی بر جریان بازی بگذارد و در پایان، اشکریزان زمین مسابقه را ترک کرد. حتی کسانی که بیشترین تحسین را نسبت به تداوم حضور او در بالاترین سطح فوتبال داشتند نیز احتمالا در آن لحظه تصور میکردند پرونده جام جهانی برای رونالدو برای همیشه بسته شده است. چند هفته بعد، قهرمانی آرژانتین با رهبری لیونل مسی نیز به نظر میرسید بر حسرتهای او بیفزاید؛ درست در زمانی که خود را برای ادامه سالهای پایانی دوران حرفهایاش در عربستان سعودی آماده میکرد.